تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١

باب الباء الفارسى

مع الالف

پروا

- توجه و التفات باشد . مثالش شاعر گويد : شعر
داد ما آن شوخ بىپروا نداد * بسكه بىپرواست داد ما نداد
و ديگر بمعنى فراغت نيز آمده . مثالش استاد دقيقى گويد : بيت
ابو سعد « 1 » آنكه از گيتى به دو برگشته « 2 » شد بدها * مظفر آنكه شمشيرش ببردازد دشمنان پروا
و ناپروا ، يعنى بىفراغت و سراسيمه . و ديگر در فرهنگ بمعنى سرو برگ نيز آورده و به اين بيت اسفرنگى متمسك شده : بيت
دل از جان و جهان برگير اگر پرواى ما دارى * بكوى عاشقان آى ار سر سوداى ما « 3 » دارى
اما باندك تأملى همان معنى توجه و التفات ازين بيت مىتوان فهميد « 21 » .

پور عنقا

- نام زال زر باشد . مثالش شاعر گويد : بيت
بىيارى زال پور عنقا * بر خصم ظفر نيافت رستم

پهنا « 4 »

- بمعنى فراخى باشد . چنان كه حكيم اسدى گويد : شعر
بيابانى آمدش ناگه بپيش * ز تابيدن مهر پهناش بيش

پيما « 5 »

- پيماينده ، يعنى پيدا « 6 » كنندهء اندازهء هر چيز . خاقانى گويد : شعر
صبحدم چون كله بندد آه « 7 » دود آساى من * چون شفق در خون نشيند چشم شب پيماى من
و بمعنى امر به اين معنى نيز آمده . چنان كه نزارى گويد : بيت
ساقيا مىشوم از محنت دنيا فارغ * مى به پيمانه بتا « 8 » بر سر من مىپيماى

پارسا

- يعنى پرهيزگار . مثالش حكيم فردوسى فرمايد : بيت
زنان را ستائى سگانرا ستا * كه يك سگ به از صد زن پارسا
هامش
( 1 ) « ن » : ابو نصر . ( 2 ) « ب » : سرگشته . ( 3 ) « س » : آيى سوداى آن . ( 4 ) اين لغت و معنى و شاهد آن از « ب » است . ( 5 ) « س » : بيما ( 6 ) « س » : ييدا . ( 7 ) « س » : برق . ( 8 ) « س » : بيا . ( متن از « ب » است ) . ( 21 ) در فرهنگ جهانگيرى پروا را شش معنى است و از آن جمله ترس و بيم و باك و اين بيت امير خسرو شاهد آنست :جوان و شوخ و فراموشكار و بىپرواست * زمان زمان ز من خسته‌اش كه ياد دهد .و بمعنى دانستن و اين بيت مولوى گواه آن :نمىيارم بيان كردن ازين بيش * بگفتم اين‌قدر باقى تو پرواو در برهان قاطع بمعانى پرواز و پرداخت و پرورش نيز آمده است .