تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 958

مساهمون:

ص٩٥٨
تخت و هفت ستاره را نيز گويند كه به عربى بنات النعش خوانند و آن صورت دب اكبر است از جمله چهل و هشت صورت فلكى .

هفت و شش -

كنايه از هفت كوكب باشد كه قمر است و عطارد و زهره و شمس و مريخ و مشترى و زحل و از شش جهت كه تحت و فوق است و يمين و يسار و پس و پيش .

هفت و نه -

به معنى هر هفت كه حنا و وسمه و سرمه و سرخى و سفيدآب و زرك و غاليه باشد و نه زينت كه سر آويزه و گوشواره و سلسله و حلقه بينى و گلوبند و بازوبند و دست برنجن و انگشتر و خلخال است .

هفت و هشت -

به فتح ها و سكون شين و تاى قرشت كنايه از گفتار خصومت آميز وحشت‌انگيز باشد و آواز و فرياد سگ را نيز گويند .

هفت هيكل -

كنايه از هفت آسمان و هفت زمين باشد و تعويذها و بازوبندها را نيز گويند .

هفوش -

به فتح اول و واو بر وزن مهوش نوعى از طعام و خوردنى باشد و آن چنان است كه برنج نم كرده و را مىكوبند و بر پارچه‌اى مىبندند و در ظرفى كه ته آن سوراخ داشته باشد مىآويزند و سر آن ظرف را محكم مىسازند و بر بالاى ديگى كه آب داشته باشد مىگذارند و فاصله ظرف و ديگ را محكم مىسازند و آتش در زير ديگ روشن مىكنند تا آن برنج كوفته در بخار آب پخته شود .

هفه‌رفه -

به فتح اول و ثانى و راى قرشت و فا به معنى هر هفت باشد و به معنى زيب و زينت هم آمده است .

هفهف -

به فتح دو ها و سكون دو فا بر وزن عفعف صدا و آواز سگ را گويند .

بيان دوازدهم در هاى هوز با كاف مشتمل بر هفت لغت

هكچه -

به ضم اول بر وزن بقچه جستن گلو را گويند و به عربى فواق خوانند .

هكرى -

به ضم اول بر وزن مقرى ديمه را گويند و آن زراعتى است كه با آب باران حاصل مىشود .

هكك -

به ضم اول بر وزن تفك به معنى هكچه است كه جستن گلو باشد و به عربى فواق خوانند و به كسر اول هم به معنى فواق و هم چيزى را گويند مانند كجاوه .

هكل -

به ضم اول و فتح ثانى و سكون لام سماروغ را گويند و آن رستنى باشد كه از جاهاى نمناك و زير خمهاى آب و شراب و سركه و مانند آن رويد گويند هر كه آن را در محل جنابت و ناپاكى خورد نسل وى منقطع گردد يعنى او را فرزند نشود و آن را به عربى نبات الرعد خوانند به كسر باى ابجد .

هكوى -

به فتح اول و سكون ثانى و واو به تحتانى كشيده سرگشته و حيران و پريشان باشد و به فتح اول و ضم ثانى شراب انگورى را گويند و به معنى تردد هم آمده است .

هكه -

به ضم اول و فتح ثانى مشدد به معنى هكك است كه جستن گلو و فواق باشد .

هكهك -

به ضم هر دوها و سكون هر دو كاف صداى گريه را گويند كه در گلو افتد .

بيان سيزدهم در هاى هوز با لام مشتمل بر سى لغت و كنايت

هل -

به ضم اول و سكون ثانى به معنى آغوش و بغل باشد و به كسر اول امر بر گذاشتن است يعنى بگذار و فروگذار و بهل و هيل را نيز گويند كه به عربى قاقله خوانند .

هلا -

به فتح اول و ثانى به الف كشيده به معنى ندا باشد از براى آگاهانيدن و تنبه كردن و در طعنه زدن مكرر كنند .

هلاشم -

به فتح اول و شين نقطه‌دار بر وزن دمادم هر