زمين باشد .
هفت طفل جان شكر -
به معنى هفت شمع است كه كنايه از سبعه سياره باشد .
هفت علفخانه -
كنايه از هفت اقليم و هفت كشور باشد .
هفت فرش -
به معنى هفت طبقه زمين باشد و كنايه از هفت اقليم هم هست .
هفت فرشتهء ايام هفته -
اورياييل جسد ياييل شماييل رفاييل عناييل جبراييل عزراييل .
هفت فعل قلوب -
حسبت ظنت خلت علمت رايت وجدت زعمت .
هفت قلعه خيبر -
كتيبه ناعم شق قموص نطاة و طيح سلالم .
هفت قلعهء مينا -
كنايه از هفت آسمان است .
هفت قلم -
ثلث است و محقق است و توقيح ريحان و رقاع و نسخ و تعليق .
هفتك -
به فتح اول و ثالث بر وزن چشمك فارسيان يك ربع كلام اللّه را خوانند .
هفت كار -
بر وزن بختيار چيزى را گويند كه در آن هفت رنگ بافته شده باشد .
هفت گاه -
بر وزن تختگاه كنايه از هفت فلك و هفت كشور باشد .
هفت كحلى -
به ضم كاف و سكون حاى بىنقطه به معنى اول هفتگاه است كه هفت آسمان باشد .
هفت كره -
به ضم كاف و فتح راى بىنقطه هفت آسمان را گويند و به كسر كاف فارسى و راى قرشت هم هفت آسمان و هم هفت كوكب و هم هفت كشور را گفتهاند .
هفت گنبد -
به معنى اول هفت كره است كه هفت آسمان باشد و هفت گنبد بهرام گور را هم مىگويند و به هفت منظر شهرت دارد .
هفت گنجينه -
كنايه از طلا و نقره و قلعى و سرب و آهن و مس و برنج باشد .
هفت گيسودار -
كنايه از هفت بنده است و هفت ستاره را نيز گويند كه سبعهء سياره باشد و هفت آسمان را هم گفتهاند .
هفت مجمره -
كنايه از هفت آسمان باشد .
هفت محراب فلك -
كنايه از سبعه سياره است كه هفت كوكب باشد .
هفت محيط -
كنايه از هفت فلك است و هفت دريا را نيز گويند كه درياى چين و درياى مغرب و درياى روم و بحر نيطس و بحر طبريه و بحر جرجان و بحر خوارزم باشد .
هفت مرد -
به فتح ميم و سكون را و دال هر دو بىنقطه كنايه از اصحاب كهف است و آن يمليخا و مكشلينيا و مشلينيا و مرنوش و برنوش و شادنوش و مرطونس باشد كه شبان است و اخيار را نيز گويند كه قطب و غوث و اخيار و ابدال و اوتاد و نقبا و نجبا باشد .
هفت مردان -
به معنى هفت مرد است كه كنايه از اصحاب كهف و اخيار باشند و گويند اخيار سيصد و پنجاه و شش هستند و در شش مرتبه سيصد از ايشان در يك مرتبه مىباشند و چهل در يك مرتبه و هفت در يك مرتبه و پنج كس در يك مرتبه و سه در يك مرتبه و يك در يك مرتبه و بالاتر از اينها قطب است و قوام عالم به وجود اينها است .
هفت مشعله -
كنايه از سبعه سياره است كه هفت كوكب باشد .
هفتم كشور -
كنايه از هندوستان است .
هفت مندل -
با دال ابجد بر وزن هفت منظر كنايه از هفت آسمان است .
هفت منزل -
به فتح ميم و كسر زاى نقطهدار كنايه از سبع سموات است كه هفت آسمان باشد .
هفت مهرهء زرين -
به معنى هفت مشعله باشد كه كنايه از هفت كوكب است .
هفت ميوه -
عبارت از كشمش و طايفى و انجير خشك و قيسى خشك و شفتالوى خشك و خرماى خشك و آلو بخارا باشد .
هفت نژاد فلك -
به معنى هفت مشعله باشد كه كنايه از سبعه سياره است يعنى هفت كوكب .
هفت نطع -
به فتح نون و سكون طاى حطى و عين بىنقطه كنايه از هفت طبقه زمين و هفت اقليم باشد .
هفت نقطه -
به ضم نون و سكون قاف و فتح طاى حطى كنايه از هفت كوكب است كه سبعه سياره باشد و زيور و آرايش را نيز گويند .
هفت نوبتى چرخ -
به معنى اول هفت نقطه است كه كنايه از سبعه سياره باشد .
هفت نيم خانه -
كنايه از هفت آسمان است .
هفت والاى خضرا -
به معنى هفت نيمخانه است كه كنايه از هفت آسمان باشد .
هفت واد -
با واو به الف كشيده و به دال زده علم شخصى بوده كه هفت پسر داشته چه واد به معنى پسر هم هست .
هفت وجوه صرف -
صحيح است و مثال است و مضاعف لفيف و ناقص و مهموز و اجوف .
هفتورنگ -
مخفف هفت اورنگ است يعنى هفت