تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 940

مساهمون:

ص٩٤٠

بيان چهاردهم در واو با قاف مشتمل بر سه لغت و كنايت

وقت زور -

به كسر تاى قرشت كنايه از وقت كارزار و هنگام جنگ و جدال باشد .

و قل -

به ضم اول و سكون ثانى و لام بر وزن و معنى مقل است و آن دوايى باشد مشهور به مقل ازرق بخور آن بواسير را نافع است .

وقواق -

با واو در ثالث بر وزن چخماق نام جزيره‌اى است از جزاير دريا و بعضى گويند نام كوهى است و در آن كوه معدن طلا است و مردم آنجا جميع ظروف و اوانى خود و زنجير و قلادهء سگان از طلا كنند و بوزينه و ميمون در آنجا بسيار است و آنها را خانه جاروب كردن و هيزم از جنگل آوردن و كارهاى ديگر تعليم دهند و در آن كوه درختى است كه بار و ميوه آن به صورت آدمى و حيوانات ديگر نيز مىباشد و از آن صورتها صداى عجيب و غريب برمىآيد و سخن مىكنند و جواب مىدهند و چون از درخت بيفتند يا بچينند ديگر آواز ندهند و سخن نگويند و آن درخت را نيز وقواق مىگويند و بعضى ديگر گفته‌اند نام درختى است در هندوستان كه هر صباح برگ برآرد و بهار كند و شام خزان گردد .

بيان پانزدهم در واو با كاف مشتمل بر شش لغت

وك -

به فتح اول و سكون ثانى وزق را مىگويند و به عربى ضفدع خوانند و معرب آن وق باشد .

وكانا -

بر وزن زمانا پاره‌اى از خوشهء انگور و خرما را گويند .

وكته -

به ضم اول و فتح تاى قرشت بر وزن و معنى نقطه باشد و آن معروف است .

وكده -

به فتح اول و ثانى و دال ابجد به لغت زند و پازند به معنى ماده باشد كه در مقابل نر است .

وكوك -

به فتح هر دو واو و سكون هر دو كاف آواز و صدا و غوغاى سگ را گويند .

وكيل در -

وكيل دربار و نايب مناب را گويند .

بيان شانزدهم در واو با لام مشتمل بر چهارده لغت و كنايت

ول -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى شكوفه باشد عموما و شكوفهء انگور را گويند خصوصا و به عربى فقاع الكرم خوانند .

ولاده -

به كسر اول بر وزن فتاده چرم يا چوب مدورى را گويند كه در گلوى دوك كنند تا ريسمان كه رشته شود از دوك بيرون نرود و آن را به عربى فلكه خوانند و در عربى به معنى زاييدن باشد .

ولانه -

به فتح اول بر وزن زمانه به معنى جراحت و ريش باشد و به كسر اول بر وزن فسانه هم آمده است .

ولانى -

بر وزن فلانى شراب نورسيده را گويند .

ولاو -

بر وزن پلاو متفرق و از هم پاشيده را گويند .

ولايت‌ستان -

كنايه از اولياء اللّه است .

ولايت قالوا بلى -

كنايه از ايمان است يعنى ايمانى