تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 931

مساهمون:

ص٩٣١

وت -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى پوستين باشد .

وتك -

به فتح اول و ثانى و سكون كاف نام مرغى است از تيهو كوچكتر و خوش خط و خال مىباشد و به عربى سلوى و به تركى بلدرچين گويند .

وتگر -

به فتح اول و سكون ثانى و كاف فارسى مفتوح به راى بىنقطه زده پوستين دوز را گويند چه وت به معنى پوستين باشد .

وتكژ -

به فتح اول و ثالث و سكون ثانى و زاى فارسى دانه و تخم انگور را مىگويند .

بيان چهارم در واو با جيم ابجد مشتمل بر پنج لغت و كنايت

وجارش -

به كسر اول بر وزن سفارش به لغت زند و پازند به معنى كدازش و كاهيدن و ضعيف و لاغر شدن باشد .

وجر -

به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت به معنى فتوى باشد و معنى آن را در كنز اللغت دستور حاكم شرع در مسئلهء شرعى نوشته بودند و به اين معنى با جيم فارسى هم آمده است .

وجرگر -

به فتح كاف فارسى و سكون راى قرشت مفتى و فتوى دهنده را گويند چه وجر به معنى فتوى آمده است .

وجنك -

بر وزن نغزك منقار مرغان را گويند .

وجود ساز معادن -

كنايه از آفتاب عالمتاب است .

بيان پنجم در واو با جيم فارسى مشتمل بر دو لغت

وچر -

به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت به معنى فتوى باشد و آن دستور حاكم شرع است در مسايل شرعى .

وچرگر -

به فتح اول و ثانى و كاف فارسى بر وزن قلندر به معنى مفتى و فتوى دهنده باشد چه وچر به معنى فتوى آمده است و پيغمبر و رسول را نيز گويند .

بيان ششم در واو با خاى نقطه‌دار مشتمل بر ده لغت

وخر -

به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت به معنى جا و مقام و مكان باشد .

وخش -

به فتح اول و ثانى و سكون شين قرشت مرضى و علتى است كه در دست و پاى اسب و خر به هم مىرسد و بدان سبب لنگ مىشوند و آن را اوفه هم مىگويند و به فتح اول و سكون ثانى نام شهرى است از ولايت بدخشان و ختلان و به معنى آغاز و ابتدا هم به نظر آمده است .

وخشت -

به فتح اول و ثالث و سكون ثانى و فوقانى نام روز چهارم است از خمسهء مسترقهء قديم .

وخشور -

به فتح اول بر وزن دستور پيغمبر و رسول را گويند و به ضم اول هم آمده است .

وخشور پند -

به فتح اول و باى فارسى بر وزن رنجورمند به معنى شريعت باشد يعنى شرعى كه پيغمبران قرار دهند و با باى ابجد هم درست است .

وخشور نهاد -

به كسر نون و هاى به الف كشيده و به دال زده به معنى و خشور پند است كه شريعت پيغمبران باشد .