عراق عجم است و نوح عليه السلام بانى آن شهر بوده و آن را نوحاوند مىگفتهاند يعنى نوح تخت و نوح مسند چه پاى تخت نوح عليه السلام بود و آوند به معنى تخت و مسند هم آمده است و به كثرت استعمال نهاوند شده و نام شعبهاى هم هست از موسيقى .
نهاوندى -
به كسر اول بر وزن كرامندى منسوب به نهاوند را گويند و نام پردهاى هم هست از موسيقى و اين غير از نهاوند مذكور است كه شعبه موسيقى باشد .
نهبام -
با باى ابجد به الف كشيده و به ميم زده كنايه از نه آسمان است .
نه پايه -
با باى فارسى به الف كشيده و فتح تحتانى كنايه از نه آسمان است و به معنى منبر خطيبان هم هست كه بر بالاى آن روند و خطبه خوانند .
نه پدر -
به كسر باى فارسى نه آسمان را گويند و آنها را آباى علوى خوانند و هفت كوكب را با دو عقده راس و ذنب نيز گفتهاند .
نه پرده -
به فتح باى فارسى و دال ابجد به معنى اول نه پدر است كه نه آسمان باشد .
نهجيز -
با جيم بر وزن مهميز به معنى پيچيدن و پيچ و تاب باشد .
نه حجره -
كنايه از نه آسمان است و نه حجره كه حرمهاى حضرت رسالت پناه صلوات اللّه عليه و آله مىبودند .
نه حصار مينا -
به معنى نه حجره است كه نه آسمان باشد .
نه خراس -
با خاى نقطهدار به معنى نه حصار است كه كنايه از نه آسمان باشد .
نه خوش -
به فتح اول و خاى نقطهدار با واو معدوله و سكون شين قرشت تاك دشتى را گويند و آن را به عربى كرمة البيضا خوانند و نه خوش جهت آن گويندش كه ميوه آن در زمستان خشك نمىشود و بيارهاش بر درخت پيچد و خوشه آن زياده بر ده دانه نمىشود و در اول سبز و در آخر سرخ مىشود و گل آن لاجوردى مىباشد علت جرب و هر علتى ديگر را كه در ظاهر بدن باشد نافع است .
نهر ايلاق -
به كسر راى قرشت و فتح همزه رودخانهايست در ايلاق كه دار الملك خطا و ايغور است گويند هر كه در آن رودخانه غسل كند چون به خواب رود البته محتلم گردد .
نه رواق -
به ضم اول كنايه از نه آسمان است .
نهرواله -
به فتح اول و واو بر وزن هفت ساله نام اصلى گجرات است و آن ولايتى است در هندوستان .
نهروان -
بر وزن رهروان نام شهرى و مدينهايست .
نهره -
بر وزن بهره چيزيست كه با آن روغن را از دوغ جدا كنند .
نه سپهر -
كنايه از نه آسمان است چه آسمان را سپهر هم مىگويند .
نهستن -
با سين بىنقطه بر وزن گرفتن به معنى نهادن و گذاشتن باشد و به اين معنى با شين نقطهدار هم آمده است چه سين و شين در فارسى به هم تبديل مىيابند .
نهشل -
به فتح اول و شين نقطهدار بر وزن جدول زردك صحرايى است كه شقاقل باشد .
نه شهر بالا -
كنايه از نه آسمان است .
نه صحيفه گردون -
به معنى نه شهر بالاست كه نه آسمان باشد .
نه طارم -
به معنى نه صحيفه گردون است كه كنايه از نه فلك باشد .
نه طبق -
به معنى نه طارم است كه كنايه از نه آسمان باشد .
نهفت -
به كسر اول و ضم ثانى ماضى نهفتن است يعنى پنهان كرد و به معنى پوشيده و پنهان هم هست و به معنى مصدر نيز آمده است كه پنهان كردن باشد و خلوتخانه ملوك و سلاطين را نيز گويند و جايى و موضعى را هم گفتهاند كه در ميان ديوار به جهت ذخيره گذاشتن سازند و نام شعبهاى هم هست از موسيقى .
نهق -
به فتح اول و سكون ثانى و قاف رستنى را گويند كه پيوسته در آب مىباشد و به عربى كرفس الماء و جرجير الماء خوانند .
نه قصر -
به معنى نه طبق است كه كنايه از نه فلك باشد .
نه كاخ -
به معنى نه قصر است كه كنايه از نه آسمان باشد .
نهل -
به فتح اول و سكون ثانى و لام نام يكى از مبارزان تورانى باشد .
نهمار -
به فتح اول و ميم به الف كشيده بر وزن رهوار به معنى بزرگ و عظيم و بسيار و بينهايت و