تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
عراق عجم است و نوح عليه السلام بانى آن شهر بوده و آن را نوحاوند مىگفته‌اند يعنى نوح تخت و نوح مسند چه پاى تخت نوح عليه السلام بود و آوند به معنى تخت و مسند هم آمده است و به كثرت استعمال نهاوند شده و نام شعبه‌اى هم هست از موسيقى .

نهاوندى -

به كسر اول بر وزن كرامندى منسوب به نهاوند را گويند و نام پرده‌اى هم هست از موسيقى و اين غير از نهاوند مذكور است كه شعبه موسيقى باشد .

نه‌بام -

با باى ابجد به الف كشيده و به ميم زده كنايه از نه آسمان است .

نه پايه -

با باى فارسى به الف كشيده و فتح تحتانى كنايه از نه آسمان است و به معنى منبر خطيبان هم هست كه بر بالاى آن روند و خطبه خوانند .

نه پدر -

به كسر باى فارسى نه آسمان را گويند و آنها را آباى علوى خوانند و هفت كوكب را با دو عقده راس و ذنب نيز گفته‌اند .

نه پرده -

به فتح باى فارسى و دال ابجد به معنى اول نه پدر است كه نه آسمان باشد .

نهجيز -

با جيم بر وزن مهميز به معنى پيچيدن و پيچ و تاب باشد .

نه حجره -

كنايه از نه آسمان است و نه حجره كه حرمهاى حضرت رسالت پناه صلوات اللّه عليه و آله مىبودند .

نه حصار مينا -

به معنى نه حجره است كه نه آسمان باشد .

نه خراس -

با خاى نقطه‌دار به معنى نه حصار است كه كنايه از نه آسمان باشد .

نه خوش -

به فتح اول و خاى نقطه‌دار با واو معدوله و سكون شين قرشت تاك دشتى را گويند و آن را به عربى كرمة البيضا خوانند و نه خوش جهت آن گويندش كه ميوه آن در زمستان خشك نمىشود و بياره‌اش بر درخت پيچد و خوشه آن زياده بر ده دانه نمىشود و در اول سبز و در آخر سرخ مىشود و گل آن لاجوردى مىباشد علت جرب و هر علتى ديگر را كه در ظاهر بدن باشد نافع است .

نهر ايلاق -

به كسر راى قرشت و فتح همزه رودخانه‌ايست در ايلاق كه دار الملك خطا و ايغور است گويند هر كه در آن رودخانه غسل كند چون به خواب رود البته محتلم گردد .

نه رواق -

به ضم اول كنايه از نه آسمان است .

نهرواله -

به فتح اول و واو بر وزن هفت ساله نام اصلى گجرات است و آن ولايتى است در هندوستان .

نهروان -

بر وزن رهروان نام شهرى و مدينه‌ايست .

نهره -

بر وزن بهره چيزيست كه با آن روغن را از دوغ جدا كنند .

نه سپهر -

كنايه از نه آسمان است چه آسمان را سپهر هم مىگويند .

نهستن -

با سين بىنقطه بر وزن گرفتن به معنى نهادن و گذاشتن باشد و به اين معنى با شين نقطه‌دار هم آمده است چه سين و شين در فارسى به هم تبديل مىيابند .

نهشل -

به فتح اول و شين نقطه‌دار بر وزن جدول زردك صحرايى است كه شقاقل باشد .

نه شهر بالا -

كنايه از نه آسمان است .

نه صحيفه گردون -

به معنى نه شهر بالاست كه نه آسمان باشد .

نه طارم -

به معنى نه صحيفه گردون است كه كنايه از نه فلك باشد .

نه طبق -

به معنى نه طارم است كه كنايه از نه آسمان باشد .

نهفت -

به كسر اول و ضم ثانى ماضى نهفتن است يعنى پنهان كرد و به معنى پوشيده و پنهان هم هست و به معنى مصدر نيز آمده است كه پنهان كردن باشد و خلوتخانه ملوك و سلاطين را نيز گويند و جايى و موضعى را هم گفته‌اند كه در ميان ديوار به جهت ذخيره گذاشتن سازند و نام شعبه‌اى هم هست از موسيقى .

نهق -

به فتح اول و سكون ثانى و قاف رستنى را گويند كه پيوسته در آب مىباشد و به عربى كرفس الماء و جرجير الماء خوانند .

نه قصر -

به معنى نه طبق است كه كنايه از نه فلك باشد .

نه كاخ -

به معنى نه قصر است كه كنايه از نه آسمان باشد .

نهل -

به فتح اول و سكون ثانى و لام نام يكى از مبارزان تورانى باشد .

نهمار -

به فتح اول و ميم به الف كشيده بر وزن رهوار به معنى بزرگ و عظيم و بسيار و بينهايت و