تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 919

مساهمون:

ص٩١٩
است يعنى شهر شاپور و نهاوند يعنى شهر آوند چه در آنجا ظروف و اوانى بسيار مىساخته‌اند و امر به نهادن هم هست يعنى بنه و بگذار و به ضم اول و ظهور ها عددى است كه آن را به عربى تسعه مىگويند و اشاره به نه فلك و نه سوراخ قالب آدمى باشد كه آن دو سوراخ گوش و دو چشم و دو سوراخ بينى و دهان و دو سوراخ پيش و پس است و به فتح اول و خفاى ثانى افاده معنى لياقت مىكند همچو شاهانه و بزرگانه و درويشانه و تفسير لاى نفى عربى هم هست .

نهاد -

به كسر اول ماضى نهادن است كه به معنى گذاشتن باشد و بنياد و سرشت و خلقت و طينت و باطن را نيز گويند و به فتح اول به معنى طرز و روش و رسم و عادت باشد .

نهادگى -

بر وزن فتادگى جامه و لباسى را گويند كه در روزهاى عيد و روزهاى مهمانى و ديدن مردمان بزرگ پوشند و به غير از اين روزها در جايى بسته نگاه دارند .

نهار -

به فتح اول بر وزن بهار مخفف ناهار است كه چيزى نخوردن از بامداد باشد تا مدتى از روز و در عربى از وقت طلوع صبح صادق است تا وقت برآمدن آفتاب و بچه خرچال و سنگ خوراك را نيز گويند و به كسر اول به معنى ترس و بيم و كاهش و گدازش تن باشد و به اين معنى به فتح اول هم گفته‌اند .

نهاره -

به فتح اول بر وزن هزاره به معنى نهارى است و آن طعامى اندك باشد كه بدان ناشتا كنند .

نهارى -

بر وزن هزارى به معنى نهاره باشد كه طعام اندكى است و بدان ناشتا كنند .

نهاريدن -

به فتح اول مصدر نهار است كه چيزى خوردن اندك باشد و به كسر اول به معنى گداختن و كاستن بدن و ترسيدن واهمه كردن و به اين معنى به فتح اول هم آمده است .

نهاز -

به ضم اول بر وزن گداز بزى و گوسفندى را گويند كه پيش پيش گلهء گوسفندان به راه رود و به عربى گراز خوانند و به طريق استعاره بر سروران و پيشوايان قوم اطلاق كنند و به اين معنى به فتح اول هم آمده است و به كسر اول به معنى ترس و بيم باشد و امر به ترسيدن و واهمه كردن هم هست .

نهازيد -

يعنى ترسيد و واهمه كرد .

نهازيدن -

به معنى ترسيدن و واهمه كردن و بيم بردن باشد .

نهازيده -

ترسيده و واهمه كرده را گويند .

نهال -

به كسر اول بر وزن وصال درخت موزون نورسته و نونشانده را گويند و به معنى بستر و نهالى و توشك هم آمده است و به معنى شكار هم هست چه شكارگاه را نهال‌گاه هم مىگويند .

نهالگاه -

بر وزن و معنى شكارگاه باشد و كمين‌گاه صياد را نيز گويند .

نهالگه -

بر وزن و معنى شكارگه باشد كه مخفف شكارگاه و كمين‌گاه باشد .

نهاله -

به كسر اول بر وزن پياله درخت موزون نورسته باشد و شاخه‌هاى درختى را نيز گويند كه صيادان بر سر آن جامه‌هاى كهنه بربندند و بر يك جانب دام بر زمين فرو برند تا جانوران از آن رم كرده به جانب دام آيند و به معنى شكار و شكارگاه و كمين‌گاه صياد هم آمده است .

نهاله‌گاه -

به كسر اول به معنى شكارگاه و كمين‌گاه باشد چه نهاله به معنى شكار هم آمده است .

نهاله‌گه -

به كسر اول و فتح كاف فارسى مخفف نهاله‌گاه است كه شكارگاه باشد .

نهامين -

به فتح اول و كسر ميم بر وزن سلاطين به معنى آهنگر باشد كه عربان حداد مىگويند و به اين معنى به حذف نون آخر هم به نظر آمده است كه نهامى بر وزن تمامى باشد .

نهان پيكران -

به فتح باى فارسى كنايه از فرشتگان و ملائكه باشد و جن و پرى و امثال ايشان را نيز گويند .

نهان خانه -

بر وزن ميان خانه گنجينه و مخزنى را گويند كه در ميان دو ديوار يا گوشه خانه بسازند و خانه‌اى را نيز گويند كه در زيرزمين سازند به جهت نشستن در هواهاى گرم و به عربى حفره خوانند .

نهان دره -

به فتح دال و راى بىنقطه به معنى نهانخانه است كه گنجينه و مخزن و خانه زيرزمينى باشد .

نهاوند -

به كسر اول و فتح واو و سكون نون و دال ابجد يعنى شهر آوند چه نه به معنى شهر باشد و آوند ظروف و اوانى را گويند و در آن شهر بسيار مىساخته‌اند و به معنى شهرستان هم آمده است و به فتح اول هم هست كه بر وزن دماوند باشد و آن از