ديگر است و به عربى ايضا گويند و به معنى بعد از اين هم به نظر آمده است .
نيژ -
با اول به ثانى كشيده و به زاى فارسى زده گياهى است كه بر درخت پيچد و به عربى عشقه گويند .
نيزه -
با ثانى مجهول و فتح زاى نقطهدار معروف است و به عربى سنان گويند و علم را هم گفتهاند .
نيزهء آتشين -
كنايه از شعاع آفتاب است در وقت طلوع و غروب .
نيزه به كف -
كنايه از آفتاب عالمتاب است .
نيزهء خطى -
نوعى از نيزه باشد و بعضى گويند نيزه راست باشد مانند خط مستقيم .
نيسارى -
با سين بىنقطه بر وزن بيدارى سياهى و لشكرى را گويند و اين قسم دويم است از چهار قسم طوايف انسان كه جمشيد قرار داده بود .
نيسان -
به فتح اول بر وزن سيلان نام ماه هفتم است از سال روميان و باران آن وقت را نيز گويند و مدت ماندن آفتاب در برج حمل و به سريانى نام ماه دويم باشد از سه ماه بهار و بعضى نى مانند هم هست چه سان به معنى شبه و مانند بود و به كسر اول به معنى خلاف و مخالفت باشد .
نيسبه -
به كسر اول و سكون ثانى و ثالث و فتح باى ابجد هر مرتبه و رسته و چينه ديوار گلين را گويند كه بر روى هم گذارند .
نيسته -
به كسر اول و سكون ثانى و ثالث و فتح فوقانى به معنى نيست باشد كه عربان نافيش گويند .
نيسو -
بر وزن گيسو نشتر فصاد و حجام باشد و آن را نيسويا هم مىگويند با تحتانى به الف كشيده در آخر .
نيسوق -
به فتح اول بر وزن سرطوق به لغت يونانى ميوهايست كه آن را آلوچه گويند .
نيش -
با ثانى مجهول بر وزن ريش تيزى سر هر چيز را گويند همچو نيش كارد و خنجر و نيش مار و عقرب و نيش دندان و امثال آن و به معنى نشان هم آمده است و زهر را نيز گويند كه به عربى سم خوانند و نوعى از خرما هم كه آن را خرماى ابو جهل مىگويند .
نيشابور -
با باى ابجد بر وزن بيجاپور نام شهرى است در خراسان كه معدن فيروزه در حدود آنست و نام شعبهاى هم هست مشهور به نيشاپورك .
نيشان -
بر وزن بيجان به معنى نشان است .
نيشك -
با ثانى مجهول بر وزن كيلك وامدار و قرضدار را گويند .
نيشكر خط -
به كسر راى قرشت كنايه از خط سبز است و آن را نيشكرخد هم گفتهاند كه به جاى طاى حطى دال ابجد باشد .
نيشمن -
به كسر اول و ميم و سكون ثانى و ثالث و نون به لغت زند و پازند زن را گويند كه در مقابل مرد است .
نيشو -
بر وزن نيكو نوعى از اقسام آلو باشد و آن را آلوى طبرى هم مىگويند و به معنى نشتر حجام هم آمده است و عربان مبضع خوانند .
نيشه -
بر وزن ريشه به معنى اول نيشو است كه آلوى طبرى باشد .
نيفه -
با ثانى مجهول بر وزن جيفه بند ازار و شلوار و موضع گذرانيدن بند ازار و شلوار باشد و بقچه را نيز گويند و آن پارچهاى باشد مربع كه رخت پوشيدنى و غيره را در آن بندند و پوست شكم جانورى هم هست و پوستين را نيز گفتهاند چه نيفهء روباه به معنى پوستين روباه باشد و به معنى روباه نيز به نظر آمده است چنان كه نيفه پوستين گفتهاند و از آن روباه خواستهاند اللّه اعلم .
نيل -
بر وزن فيل حشيشى باشد كه عصارهء آن را يعنى فشردهء آن را نيله گويند و بدان جامه و امثال آن رنگ كنند و سپند سوخته را نيز گفتهاند كه به جهت چشم زخم بر بناگوش و پيشانى اطفال كشند .
نيلپر -
به فتح باى فارسى بر وزن بىهنر به معنى نيلوفر است و آن گلى است معروف و بعضى گل كبودى را گويند كه بيارهء آن بر درخت پيچيده بالا رود و آن نوعى از نيلوفر باشد و به عربى قاتل النحل گويند به سكون حاى بىنقطه .
نيلج -
بر وزن ايرج معرب نيله است كه به نيل مشهور است و بدان چيزها رنگ كنند .
نيل خم آسمان -
كنايه از نحوست آسمانى است .
نيلفر -
با فا بر وزن و معنى نيلپر است كه مخفف نيلوفر باشد و آن گلى است معروف و مشهور .
نيل فلك -
به معنى نيل خم آسمان است كه كنايه از نحوست فلك باشد و سياهى آسمان را نيز گويند .
نيلك -
بر وزن گيلك مصغر نيل است و گرفتن اعضا و اندام را نيز گويند به سر دو ناخن انگشت دست