نواختن -
به فتح اول بر وزن نباختن به معنى سراييدن و بانگ زدن و خوش كردن و نوازش نمودن و به مراد رسانيدن باشد .
نواخته -
به فتح اول بر وزن نباخته به معنى خير و خيرات و تكلفات و انعامات باشد .
نواخسته -
بر وزن و معنى نواجسته است كه باغ نو نشانده باشد .
نواد -
بر وزن سواد سوراخى را گويند مانند مخزنى به جهت پنهان كردن چيزها و به معنى زيان هم هست كه به عربى نقصان گويند و به معنى زبان هم به نظر آمده است كه عربان لسان خوانند و ظاهرا در اين دو معنى تصحيف خوانى شده باشد اللّه اعلم .
نواده -
بر وزن قلاده به معنى نبيره باشد كه فرزند زاده است عموما و پسر زاده را گويند خصوصا و فرزند عزيز و گرامى را نيز گفتهاند .
نوار -
به فتح اول بر وزن هزار چيزى باشد پهن كه آن را از ريسمان بافند و بر خيمه دوزند و گاهى بار را بدان بر پشت چاروا محكم بندند و به ضم اول هم آمده است .
نوارس -
به ضم اول و كسر راى قرشت و سكون سين بىنقطه خيار دراز را گويند .
نوارهان -
به فتح اول و راى قرشت و ها بر وزن جفاكشان چيزى كه به شعرا و اهل نغمه و كسى كه خبر خوش آورده باشد بدهند و تحفه و ارمغان و مژدگانى را نيز گويند .
نواريدن -
با راى قرشت بر وزن تراويدن ناجاويده فروبردن باشد و عربان بلع گويند .
نواز -
بر وزن نماز نوازش و نواختن و نوازنده باشد و امر به نواختن هم هست يعنى بنواز و به معنى دلجويى هم آمده است .
نوازاده -
بر وزن گدازاده پسر زاده و دختر زاده را گويند چه نوا به معنى فرزند هم آمده است .
نوازان -
به فتح اول و رابع به الف كشيده و به نون زده به معنى نوازش كنان باشد و به معنى نوازنده و نوا زننده كه خواننده باشد هم آمده است و امر به اين معانى نيز هست يعنى بنواز و بخوان و دلجويى كن .
نوازيدن -
بر وزن سراييدن به معنى نواختن است كه به مراد رسانيدن و خوش كردن و خواندن باشد .
نواسته -
به ضم اول و سكون سين بىنقطه بر وزن گداخته ديوارى را گويند كه از خشت و آجر برآورده باشند .
نواسه -
به فتح اول و سين بىنقطه به معنى نبيره باشد كه فرزند زاده است عموما و دختر زاده را گويند خصوصا .
نواشته -
به ضم اول بر وزن گماشته به معنى خشت و آجر و ديوارى باشد كه از خشت و آجر سازند و به معنى خم و خميده و كج هم به نظر آمده است .
نواگر -
به فتح كاف فارسى بر وزن سراسر خواننده و سازنده را گويند .
نواله بر -
به فتح اول و لام و ضم باى ابجد و سكون راى قرشت كارد را گويند و به عربى سكين خوانند و به فتح باى ابجد نواله برنده و امر به نواله بردن باشد .
نواليدن -
به فتح اول و كسر لام بر وزن دوانيدن به معنى ناليدن و زارى كردن و جنبيدن باشد .
نوان -
بر وزن روان به معنى خرامان و جنبان باشد يعنى حركتكنان و بعضى از اين حركت حركتى را گفتهاند كه طفلان در وقت چيزى خواندن كنند و مردم را به هنگام ادعيه خواندن يا در محل فكر و خيال و اندوه و غم و الم صادر شود و به معنى لرزان و نالان و زارىكنان و فرياد زنان هم هست و اصل معنيش نيز اين است چه نوا به معنى ناله باشد و الف و نون در اينجا الف و نون صفتى است و نالنده و جنبنده و ناليدن و جنبيدن را نيز گفتهاند و كوز و خم شده و خميده و دو تا گرديده را نيز گويند و به معنى كهنه هم آمده است كه در مقابل نو باشد و لاغر و ضعيف را نيز گويند و به معنى آگاه و هوشيار و آگاهى و هشيارى هم هست و اسبى را نيز گفتهاند كه رنگش ميان زرد و بور باشد .
نوانيدن -
بر وزن دوانيدن مصدر نوان است كه به معنى فرياد و ناله كردن و جنبيدن باشد و به معنى آگاه شدن و آگاهانيدن و به ناله در آوردن و جنبانيدن هم هست .
نواى جان -
به معنى نالهء جان و گروگان جان باشد چه نوا به معنى رهن و گروگان هم آمده است .
نواى چكاوك -
به فتح جيم فارسى نام نغمه و لحنى است از موسيقى .
نواى خاركن -
با خاى نقطهدار نام نغمهايست از موسيقى و آن را نواى خار كند هم مىگويند با دال بىنقطه در آخر .
نواى خسروانى -
نام نوعى از لحن است گويند