تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 911

مساهمون:

ص٩١١

نميدن -

به فتح اول بر وزن دميدن به معنى ميل كردن و توجه نمودن باشد و به ضم اول نوميد و نااميد شدن را گويند .

نميده -

به فتح اول بر وزن دميده به معنى ميل كرده و توجه نموده و نم كشيده باشد و به ضم اول نوميد شده و نااميد گرديده را گويند .

نميدى -

به ضم اول مخفف نوميدى و نااميدى باشد .

نميرا -

به فتح اول بر وزن پذيرا به معنى شرح باشد كه آشكار كردن و ظاهر نمودن است يعنى لفظ اندك را به معانى بسيار بيان كنند .

بيان بيست و يكم در نون با نون مشتمل بر چهار لغت

ننگ -

به فتح اول بر وزن سنگ به معنى زشت و عيب و عار باشد و به لغت زند و پازند ماكيان را گويند كه مرغ خانگى است و به معنى جنگ و جدال هم آمده است .

ننگسار -

بر وزن سنگسار به معنى مسخ است و مسخ در لغت گرديدن از صورتى است به صورت ديگر كه بدتر و قبيح‌تر از صورت اول باشد و به اصطلاح اهل تناسخ آن است كه روح انسانى بعد از فراغ بدن به صورت يكى از حيوانات ديگر جلوه‌گر شود .

ننگ نامه -

بر وزن و معنى جنگ‌نامه است چه ننگ به معنى جنگ و جدال هم آمده است و نظم و نثرى را نيز گويند كه به طريق هجو و بدگويى و عيب‌جويى نوشته شده باشد .

ننگين -

بر وزن سنگين به معنى عيب‌دار و معيوب و زشت شده باشد .

بيان بيست و دوم در نون با واو مشتمل بر يك‌صد و چهل و نه لغت و كنايت

نو -

به فتح اول و سكون ثانى معروف است كه نقيض كهنه باشد و به اين معنى به ضم اول هم درست است و دلير و پهلوان را نيز گفته‌اند و به معنى ناله و زارى هم آمده است و امر به اين معنى هم هست يعنى ناله و زارى كن و حركت و جنبش و لرزه را نيز گويند و امر به لرزيدن و جنبانيدن هم هست يعنى بلرز و بجنب و بلرزان و بجنبان .

نوا -

بر وزن هوا چند معنى دارد 1 - هر نغمه و آهنگ و آواز و ناله را گويند عموما خواه از انسان باشد و خواه از مرغان 2 - نام مقامى است از جملهء دوازده مقام موسيقى 3 - جمعيت و سامان و سرانجام و كثرت مال و توانگرى و نيكويى حال و رونق كار باشد 4 - ساز و سرانجام و ساختن كارها باشد 5 - روزى و خوراك را گويند و به عربى قوت خوانند 6 - سپاه و لشكر را گويند 7 - گروكان باشد و به عربى رهن خوانند 8 - گرفتار و پابند شده باشد . 9 - به معنى فرزند و فرزندزاده و نبيره باشد . 10 - پيشكشى را گويند كه نزد سلاطين فرستند تا از تاخت و غارت ايمن باشند 11 - نامى است از نامهاى مغولان و نام سازى است كه نوازند و نام آتش پرستى هم هست 12 - توشه و آذوقهء راه را گويند 13 - بزرگترين و بهترين هر چيز باشد 14 - شتالنگ و برجستن و فروجستن شاطران باشد و در عربى خسته و دانهء خرما را گويند و به معنى جدايى و آگاهى هم هست .

نواجسته -

به فتح اول و جيم و سكون سين بىنقطه و فتح فوقانى باغى را گويند كه درختان آن را نو نشانده باشند و به اين معنى به جاى جيم خاى نقطه‌دار هم آمده است .

نواخانه -

با خاى نقطه‌دار بر وزن سلامانه به معنى زندان و بندى خانه باشد .
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 911 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )