نورپسين است كه اشاره به حضرت رسول صلوات اللّه عليه و آله باشد .
نورند -
به ضم اول بر وزن موبند به معنى ترجمه باشد يعنى لفظى را از زبانى به زبان ديگر معنى گفته شود .
نوروز -
به معنى روز نو است و آن دو باشد يكى نوروز عامه و ديگرى نوروز خاصه و نوروز عامه روز اول فروردين ماه است كه آمدن آفتاب به نقطهء اول حمل باشد و رسيدن او به آن نقطه اول بهار است گويند خداى تعالى در اين روز عالم را آفريد و هر هفت كوكب در اوج تدوير بودند و اوجات همه در نقطهء اول حمل بود در اين روز حكم شد كه به سير و دور در آيند و آدم عليه السلام را نيز در اين روز خلق كرد پس بنابراين اين روز را نوروز گويند و بعضى گفتهاند كه جمشيد كه او اول جم نام داشت و عربان او را منوشلخ مىگويند سير عالم مىكرد چون به آذربايجان رسيد فرمود تخت مرصعى را بر جاى بلندى رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعى بر سر نهاده بر آن تخت بنشست ؟ ؟ ؟
آفتاب طلوع كرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد شعاعى در غايت روشنى پديد آمد مردمان از آن شادمان شدند و گفتند اين روز نو است و چون به زبان پهلوى شعاع را شيد مىگويند اين لفظ را بر جم افزودند و او را جمشيد خواندند و جشن عظيم كردند و از آن روز اين رسم پيدا شد و نوروز خاصه روزى است كه نام آن روز خرداد است و آن روز ششم فروردين ماه باشد و در آن روز هم جمشيد بر تخت نشست و خاصان را طلبيد و رسمهاى نيكو گذاشت و گفت خداى تعالى شما را خلق كرده است بايد كه به آبهاى پاكيزه تن بشوييد و غسل كنيد و به سجده و شكر اول مشغول باشيد و هر سال در اين روز به همين دستور عمل نماييد و اين روز را بنا بر اين نوروز خاصه خوانند گويند اكاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه كه شش روز باشد حاجتهاى مردمان را برآورندى و زندانيان را آزاد كردندى و مجرمان را عفو فرمودندى و به عيش و شادى مشغول بودندى و معرب آن نيروز است .
نوروز بزرگ -
نوروز خاصه است كه ششم فروردين ماه باشد و نام صدايى است از موسيقى .
نوروز خارا -
نام شعبهايست از مقام نوا كه آن نام نغمهايست از موسيقى .
نوروز خاصه -
ششم فروردين ماه است و شرح و بسط آن در لغت نوروز مذكور شد .
نوروز خردك -
نام نغمهايست از موسيقى .
نوروز عامه -
اول فروردين ماه است كه شرح و بسط آن در لغت نوروز گفته شد .
نوره -
به فتح اول و ثالث و سكون ثانى چوبى را گويند كه سقف خانه را بدان پوشند و به ضم اول معروف است و آن را عربان حلاق الشعر گويند با حاى بىنقطه .
نورهان -
به فتح اول و هاى به الف كشيده بر وزن همزبان به معنى نوراهان است و آن چيزى باشد كه شخص به رسم تحفه و ارمغان از جايى بياورد و شعرى را نيز گويند كه شعرا به رسم راه آورد در خدمت اكابر و سلاطين خوانند و مژدگانى و خبر خوش را هم مىگويند و صله و جايزه شعر را هم گفتهاند .
نورهانى -
بر وزن لنترانى به معنى نورهان است كه تحفه و ارمغان و راه آورد و مژده و خبر خوش و صلهء شعر باشد .
نوريته -
به ضم اول و فتح تاى قرشت بر وزن پوشيده يعنى در رسيده و تصور كرده و به خاطر آورده .
نوز -
به ضم اول و سكون ثانى مجهول و زاى نقطهدار مخفف هنوز باشد و درخت صنوبر و كاج را نيز گويند .
نوژ -
به ضم اول و سكون ثانى مجهول و زاى فارسى به معنى دويم نوز است كه كاج و صنوبر باشد و بعضى گويند درختى است مانند صنوبر كه پيوسته سبز و خرم است .
نوزاد -
با زاى نقطهدار بر وزن اوتاد نام دهى است در خراسان از اراضى طوس و در آنجا بزرگى آسوده است .
نوزادگان چمن -
به معنى نورستگان چمن است كه نهالها و شاخههاى نو دميده و گلها و شكوفههاى نوشكفته چمن باشد .
نوژان -
با زاى فارسى بر وزن سوزان نام رودخانهايست با نهيب و شور بسيار و فرياد و صدا و بانگ سهمناك را نيز گويند .
نوژن -
با زاى فارسى بر وزن سوزن درخت صنوبر