نكته -
با تاى قرشت بر وزن و معنى نقطه است و نشانى را نيز گويند كه به زدن سرانگشت يا سر چوب در زمين به هم رسد و در عربى به معنى وجه و دليل باشد و نكات جمع آن است .
نكته بادى -
با باى ابجد سخن ملايم و دلپذير باشد و سخنان لاف و گزاف و دروغ را نيز گويند .
نكته پرگار -
به ضم باى فارسى كنايه از سخن دلپذير باشد .
نكژده -
به فتح اول و ثانى و سكون زاى فارسى و دال بىنقطه مفتوح كوزه و مشربه سفالين را گويند و به اين معنى با كاف فارسى هم آمده است .
نكل -
به كسر اول و ثانى و سكون لام پسر امرد نوخواسته را گويند و به فتح اول و سكون ثانى هم گفتهاند و با كاف فارسى هم به نظر آمده است .
نكونتن -
به فتح اول و نون مكسور بر وزن عدوفكن به لغت زند و پازند به معنى كشتن باشد .
نكوه -
به فتح اول و ثانى به واو كشيده و به ها زده فاعل نكوهش باشد كه به معنى عيب جوينده و بدگوينده باشد و امر به اين معنى هم هست يعنى عيبجويى و بدگويى كن .
نكوهد -
به فتح اول و رابع كه ها باشد و سكون دال در آخر يعنى سرزنش كند و عيب مردم گويند .
نكوهش -
به فتح اول و كسر رابع و سكون شين نقطهدار در آخر به معنى سرزنش و عيبگويى و مذمت باشد و به كسر اول هم گفتهاند و به معنى مصدر نيز آمده است كه عيب گفتن و مذمت كردن باشد .
نكوهنده -
بر وزن فروزنده عيب جوينده و سرزنش كننده را گويند .
نكوهيد -
به فتح اول بر وزن صبوحيد ماضى نكوهيدن است يعنى سرزنش كرد و عيب گفت و مذمت نمود و به كسر اول هم گفتهاند .
نكوهيدن -
به فتح اول بر وزن صبوحيدن به معنى سرزنش كردن و عيب گفتن و مذمت نمودن باشد و به كسر اول هم گفتهاند .
نكوهيده -
به فتح اول بر وزن صبوحيده به معنى ناپسنديده و عيب كرده شده باشد و قابل سرزنش و ملامت را نيز گويند .
بيان هيجدهم در نون با كاف فارسى مشتمل بر بيست و دو لغت و كنايت
نگ -
به فتح اول و سكون ثانى كام را گويند كه سقف دهانست .
نگار -
بر وزن شكار به معنى بت باشد كه به عربى صنم گويند و به معنى نقش و مرادف نقش هم هست همچو نقش و نگار و نقشى كه از حنا بر دست و پاى محبوب كنند و نگارنده و نقش كننده دهان را نيز گويند و امر به اين معنى هم هست يعنى بنگار و نقش كن و كنايه از محبوب و معشوق و شخصى است كه او را بسيار دوست دارند .
نگارخانه -
خانهاى را گويند كه به نقش و نگار آراسته باشد يعنى نقاشى كرده باشند .
نگاشت -
به سكون شين و تاى قرشت ماضى نگاشتن است يعنى نوشت و نقش كرد و ساخت .
نگاشتن -
به كسر اول بر وزن فراشتن به معنى نوشتن و نقش و نگار و نقاشى كردن باشد .
نگاشته -
به معنى نقش كرده شده و نوشته و ساخته شده باشد .
نگران -
به كسر اول بر وزن پسران به معنى منتظر و بيننده و تأمل كننده باشد .
نگرستن -
به كسر اول و فتح ثانى مخفف نگريستن است كه به معنى نگاه كردن و ديدن باشد .
نگرش -
به كسر اول و سكون آخر كه شين نقطهدار باشد به معنى نگرستن است كه به معنى نگاه كردن و ديدن باشد .
نگريدن -
بر وزن درويدن به معنى نگرش باشد كه ديدن و نگاه كردن است .
نگريستن -
به سكون سين بىنقطه و فتح فوقانى به معنى نگريدن است كه نگاه كردن و ديدن باشد .