سيم قلب را گويند خصوصا و به معنى دون و فرومايه هم آمده است و به معنى اول نابهره باشد كه بزرگ و عظيم است و به معنى پوشيده و پنهان هم گفتهاند .
نبى -
به ضم اول و ثانى به تحتانى كشيده كلام خدا و قرآن و مصحف باشد و به فتح اول در عربى پيغمبر و رسول را گويند و به معنى اول با باى فارسى هم آمده است و به كسر اول نيز گفتهاند .
نبيد -
به ضم اول و تحتانى مجهول بر وزن و معنى نويد است كه مژدگانى و خبر خوش باشد و به فتح اول در عربى شراب خرما را گويند .
نبير -
بر وزن صغير فرزند زاده را گويند عموما .
نبيره -
بر وزن صغيره به معنى فرزندزاده باشد عموما و پسرزاده را گويند خصوصا و بعضى دخترزاده را هم گفتهاند و بعضى ديگر پسر پسر و پسر دختر را مىگويند و به معنى خفيه و پنهان هم به نظر آمده است .
نبيسه -
بر وزن هريسه فرزندزاده را گويند كه از جانب پسر باشد .
بيان سيم در نون با باى فارسى مشتمل بر سه لغت
نپراش -
با راى قرشت بر وزن فرداش به معنى ذكا باشد و آن صنعت استخراج نتايج است به آسانى .
نپور -
بر وزن صبور به معنى نفير است كه برادر كوچك كرنا باشد .
نپى -
به كسر اول و ثانى به تحتانى مجهول كشيده مصحف و كلام خدا را گويند و به ضم اول هم آمده است .
بيان چهارم در نون با تاى قرشت مشتمل بر سه لغت و كنايت
نتاس -
به كسر اول بر وزن قياس به معنى خوش و خرم و خوشحال و بىتشويش و با فراغت باشد چنانكه هرگاه گويند نتاسيدم به معنى اين باشد كه خوشحال شدم و عمر را به فراغت گذراندم .
نتاسيدن -
به كسر اول مصدر نتاس باشد به معنى فراغت كردن و خوشحال بودن و عمر را به فراغت گذرانيدن .
نتيجهء سنگ -
كنايه از آتش باشد و آهن و مس و طلا و نقره و لعل و ياقوت و مطلق معدنيات را نيز گويند .
بيان پنجم در نون با جيم مشتمل بر نه لغت
نج -
به فتح اول و سكون ثانى اندرون دهان را گويند و به ضم اول هم آمده است .
نجار -
به فتح اول بر وزن شرار گلگونه و غازه باشد كه زنان بر روى مالند .
نجب -
به فتح اول و ثانى و سكون باى ابجد پوست هر چيز را گويند عموما از نباتات و پوست سليخه را گويند خصوصا .
نجك -
بر وزن كجك نوعى از تبرزين باشد و با