تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 895

مساهمون:

ص٨٩٥
سيم قلب را گويند خصوصا و به معنى دون و فرومايه هم آمده است و به معنى اول نابهره باشد كه بزرگ و عظيم است و به معنى پوشيده و پنهان هم گفته‌اند .

نبى -

به ضم اول و ثانى به تحتانى كشيده كلام خدا و قرآن و مصحف باشد و به فتح اول در عربى پيغمبر و رسول را گويند و به معنى اول با باى فارسى هم آمده است و به كسر اول نيز گفته‌اند .

نبيد -

به ضم اول و تحتانى مجهول بر وزن و معنى نويد است كه مژدگانى و خبر خوش باشد و به فتح اول در عربى شراب خرما را گويند .

نبير -

بر وزن صغير فرزند زاده را گويند عموما .

نبيره -

بر وزن صغيره به معنى فرزندزاده باشد عموما و پسرزاده را گويند خصوصا و بعضى دخترزاده را هم گفته‌اند و بعضى ديگر پسر پسر و پسر دختر را مىگويند و به معنى خفيه و پنهان هم به نظر آمده است .

نبيسه -

بر وزن هريسه فرزندزاده را گويند كه از جانب پسر باشد .

بيان سيم در نون با باى فارسى مشتمل بر سه لغت

نپراش -

با راى قرشت بر وزن فرداش به معنى ذكا باشد و آن صنعت استخراج نتايج است به آسانى .

نپور -

بر وزن صبور به معنى نفير است كه برادر كوچك كرنا باشد .

نپى -

به كسر اول و ثانى به تحتانى مجهول كشيده مصحف و كلام خدا را گويند و به ضم اول هم آمده است .

بيان چهارم در نون با تاى قرشت مشتمل بر سه لغت و كنايت

نتاس -

به كسر اول بر وزن قياس به معنى خوش و خرم و خوشحال و بىتشويش و با فراغت باشد چنان‌كه هرگاه گويند نتاسيدم به معنى اين باشد كه خوشحال شدم و عمر را به فراغت گذراندم .

نتاسيدن -

به كسر اول مصدر نتاس باشد به معنى فراغت كردن و خوشحال بودن و عمر را به فراغت گذرانيدن .

نتيجهء سنگ -

كنايه از آتش باشد و آهن و مس و طلا و نقره و لعل و ياقوت و مطلق معدنيات را نيز گويند .

بيان پنجم در نون با جيم مشتمل بر نه لغت

نج -

به فتح اول و سكون ثانى اندرون دهان را گويند و به ضم اول هم آمده است .

نجار -

به فتح اول بر وزن شرار گلگونه و غازه باشد كه زنان بر روى مالند .

نجب -

به فتح اول و ثانى و سكون باى ابجد پوست هر چيز را گويند عموما از نباتات و پوست سليخه را گويند خصوصا .

نجك -

بر وزن كجك نوعى از تبرزين باشد و با
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 895 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )