مقامات رضوان -
كنايه از هشت بهشت است .
مقام مصلا -
جايى را گويند كه ابراهيم عليه السلام در آنجا نماز گزارده بود .
مقدونس -
به فتح اول و سكون دويم و دال ابجد به واو كشيده و نون مكسور به سين بىنقطه زده به لغت رومى و بعضى گويند به يونانى تخم كرفس كوهى است و آن سياه و طولانى مىباشد و آن را ساليون هم گويند .
مقدونيه -
بر وزن گردونيه نام شهريست كه دار الملك فيلقوس پدر اسكندر بوده .
مقر -
بر وزن صبر علفى است كه صبر از آن به هم مىرسد و صبر دوائيست معروف گويند عربى است و به معنى تلخ باشد .
مقراضه -
به كسر اول و فتح ضاد نقطهدار نوعى از پيكان تير باشد و آن را دو شاخه سازند و نوعى از حلوا هم هست .
مقرنس -
به ضم اول و فتح ثانى و نون و سكون ثالث و سين بىنقطه در مؤيد الفضلا بناى بلند مدور باشد كه با نردبان بر آن روند و نقل از زفان گويا كه كتابى است به معنى بناى مدور آهو پى و نردبان پايه و پست و بلند باشد و نوعى از كلاه هم هست و به معنى رنگ به رنگ هم آمده است و در كنز اللغة عربى عمارتى را گويند كه آن را نقاشى كرده باشند .
مقصود كن فكان -
اشاره به حضرت رسول صلوات اللّه عليه و آله باشد .
مقل -
به ضم اول و سكون ثانى و لام به معنى گرز باشد كه به عربى عمود خوانند و نام درختى است و بعضى گويند صمغى است و آن را مقل ازرق و مقل مكى و مقل اليهود و مقل عربى و مقل سقلبى خوانند و گويند از عطريات است چه بخور آن خوشبوى مىباشد و نوعى از عطر باشد كه آن را از عود و عنبر و صندل و غير آن سازند و بواسير را نافع است و هفت تخمهء بزورى را نيز گويند كه به جهت عاشقان پزند به جهت دفع عشق ايشان .
مقلونيا -
بر وزن اقلونيا به سريانى خيار دراز را گويند .
مقل ياثا -
به فتح اول و سكون ثانى و كسر لام و تحتانى و ثاى مثلثه هر دو به الف كشيده به لغت سريانى تخم سپندان است كه تخم تره تيزك باشد و به عربى حب الرشاد خوانند .
مقيل -
به ضم اول و ثانى به تحتانى رسيده و به لام زده هفتدانهاى باشد كه در ايام عاشورا پزند و خورند و آن گندم و جو و نخود و عدس و باقلا و ماش و لوبيا است و در عربى خواب چاشت و شراب خوردن وقت چاشت را گويند .
مقيلبا -
با باى به الف كشيده آشى را گويند كه از گوشت كوفته و روده گوسفند ريزه كرده و دنبه و پياز و گندم و برنج و نخود و عدس و لوبيا و باقلا و شلغم و چغندر و كندنا و زردك پزند و بعضى گويند مقيلبا آشى است و در عاشورا پزند كه آش عاشورا باشد .
مقيم منزل هفتم -
كنايه از زحل است و آن در فلك هفتم مىباشد .
بيان بيست و يكم در ميم با كاف تازى مشتمل بر هيجده لغت و كنايت
مك -
به فتح اول و سكون ثانى به معنى مكيدن باشد و امر به مكيدن هم هست يعنى بمك و مكنده را نيز گويند كه فاعل مكيدن باشد و به ضم اول به معنى زوبين است و آن نيزهاى باشد كوچك كه عربان مطرد خوانند و به اين معنى به فتح اول هم آمده است .
مكاب -
بر وزن مخواب منع از كافتن و كاويدن باشد يعنى جستجو و كاركاو مكن و با واو نيز درست است چه در فارسى باى ابجد و واو به هم تبديل مىيابند .
مكاس -
به ضم اول بر وزن قطاس نهايت تأكيد و مبالغه كردن را گويند در كارى و معامله و صلبى كه پيش كسى باشد و آن را به عربى استقضا خوانند و زرى و چيزى را نيز گفتهاند كه به رسم دستورى و باج و راهدارى از آينده و رونده بگيرند و فاعل اين