متاره -
بر وزن هزاره به معنى آفتابه است و انا و ظرفى را نيز گويند كه از چرم دوزند و به عربى مطهره خوانند .
مترا -
بر وزن فخرا به لغت زند و پازند باران را گويند و به عربى مطر خوانند .
متراك -
با راى قرشت بر وزن افلاك نام منزلى است از منازل قمر و آن را به عربى عوا گويند .
مترس -
به فتح اول و ثانى و سكون را و سين بىنقطه چوب گنده را گويند كه در پس در اندازند تا در گشوده نگردد و بر سر كنگرههاى ديوار قلعه نيز گذارند تا چون غنيم به پاى ديوار آيد بر سرش زنند و صورتى را نيز گويند كه مزارعان در كشتزار و زراعت سازند به جهت دفع جانوران زيانكار .
متك -
به فتح اول و سكون ثانى و كاف ترنج را گويند و آن ميوهايست كه پوست آن را مربا سازند .
متوارى -
بر وزن پروارى به معنى پنهان شده باشد كه در مقابل آشكار است و در عربى هم به اين معنى سرگشته و حيران باشد .
متولى چيره زبان -
كنايه از كوكب عطارد است .
مته -
به فتح اول و ثانى مشدد پرماه را گويند و آن آلتى باشد كه درودگران بدان چوب و تخته سوراخ كنند و بىتشديد ثانى هم درست است و كرمى را نيز گويند كه در پشمينه آلات افتد و كرمى كه گندم را خراب و نابود كند و به عربى سوس گويند .
متيت -
به فتح اول و كسر ثانى و سكون تحتانى و فوقانى شانه كرپاس را گويند يعنى شانه جولاهگان .
متيل -
به كسر اول و ثانى و سكون تحتانى مجهول و لام به معنى پيهسوز باشد كه برادر شمعدان است .
بيان چهارم در ميم با ثاى مثلثه مشتمل بر هشت لغت و كنايت
مثل -
به فتح اول و سكون ثانى و كاف به لغت سريانى دوايى است كه آن را سوس گويند و اصل السوس بيخ آن است و به فارسى مهك خوانند .
مثلث -
با تشديد ثانى معروف است و آب انگور را نيز گويند كه بجوشانند تا از شش حصه دو حصه بماند عربى است .
مثلثه آتشى -
مثلثه نارى باشد كه كنايه از برج حمل و برج اسد و برج قوس است از جمله بروج دوازدهگانهء فلكى .
مثلثه بادى -
مثلثه هوايى باشد كه كنايه از برج جوزا و برج ميزان و برج دلو است .
مثلثه خاكى -
اشاره به برج ثور و برج سنبله و برج جدى است .
مثلثه مائى -
مثلثه آبى باشد كه كنايه از برج سلطان و عقرب و حوت است از جمله دوازده برج فلكى .
مثل عطارد بودن -
كنايه از دبير و منشى و وزير و مدبر بودن است .
مثنان -
با نون به الف كشيده بر وزن دربان به لغت سريانى درخت كرمدانه را گويند و آن نوعى از مازريون است .
بيان پنجم در ميم با جيم ابجد مشتمل بر شانزده لغت و كنايت
مج -
به فتح اول و سكون ثانى به معنى ماج است كه راوى و روايت كننده باشد و نام راوى شعر رودكى شاعر هم بوده و ماه را نيز گفتهاند كه به عربى قمر خوانند و از اتباع كج هم هست كه نقيض راست باشد همچو كج و مج و مهمل كج نيز هست .
مجاجنگ -
به فتح جيم دويم بر وزن شباهنگ