است و خوردن آن منع احتلام كند .
لو -
به كسر اول و سكون ثانى مجهول و واو يكى از نامهاى خورشيد است كه نير اعظم باشد .
ليوك -
بر وزن زيرك پسر امرد ضخيم لكوپك را گويند .
ليولنگ -
با ثانى مجهول و فتح لام بر وزن ديورنگ برف را گويند و آن چيزى باشد سفيد كه در زمستان مانند پنبه حلاجى كرده از آسمان فروبارد و به عربى ثلج خوانند و به اين معنى به فتح اول بر وزن تنومند هم گفتهاند و به معنى ترف كه قراقروت باشد هم آمده است ظاهرا كه در معنى لغت تصحيف خوانى شده باشد اللّه اعلم .
ليوه -
بر وزن ميوه به معنى فريبنده و چاپلوس و مردم مزاج دوست باشد .
ليسيدن -
به فتح اول و ثالث مجهول بر وزن دويدن به معنى خاييدن و جاويدن باشد .