تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤

كوهنگ -

بر وزن هوشنگ به معنى خيز كردن و برجستن باشد .

كوهه -

با ثانى مجهول و فتح ثالث زين اسب را گويند عموما و بلندى پيش و پس زين اسب را خصوصا چه پيش را پيش كوهه و عقب را پس كوهه خوانند و هر چيز بلند را نيز گفته‌اند و برآمدگى پشت گاو و پشت شتر را هم مىگويند و مطلق بلندى را نيز گويند و به معنى موجه آب هم هست و جن را نيز گفته‌اند چه جن گرفته را كوهه گرفته هم مىگويند و به معنى نهيب و حمله هم آمده است .

كوهه آب -

به معنى جست و خيز آب است كه موجه بزرگ باشد .

كوهه آسمان -

به معنى بلندى آسمان است و به معنى اوج هم آمده است .

كوهه گرفته -

جن گرفته را گويند يعنى شخصى كه او را جن گرفته باشد .

كوهى -

با ثالث به تحتانى رسيده آلوى كوهى را گويند و به عربى زعرور خوانند و مردمى را نيز گويند كه در كوهستان مىباشند .

كوهيج -

به كسر ثالث و سكون تحتانى و جيم به معنى كوهج است كه آلوى كوهى باشد و به عربى زعرور خوانند .

كوهين -

با ثانى مجهول بر وزن زوبين گياهى است كه بيخ آن به بيخ نى مىماند و در زمين شيار كرده بسيار است .

كوى -

بر وزن جوى راه فراخ و گشاده را گويند كه شاه راه باشد و به معنى گذر و محله هم آمده است .

كويچه -

بر وزن مورچه مصغر كوى است كه راه كوچك و تنگ باشد .

كوير -

به كسر اول و تحتانى مجهول بر وزن دلير زمين بىآب و شوره‌زار باشد و آن را به عربى قراح خوانند و به معنى سراب هم آمده است و آن زمينى باشد شور كه از دور به آب ماند و زمينى را نيز گفته‌اند كه باران بر آن باريده باشد و مردم و حيوانات ديگر بر بالاى آن آمد و شد بسيار كرده باشند و آن زمين به مرتبه‌اى خشك و ناهموار شده باشد كه تردد و آمد و شد بر آن دشوار بود و به معنى شير ژيان هم آمده است كه شير خشمناك و قهر آلود باشد .

كويز -

با ثالث مجهول بر وزن مويز كنج و گوشه خانه را گويند .

كويژ -

با زاى فارسى بر وزن تميز به معنى كيل باشد و آن پيمانه‌اى است كه چيزها بدان پيمايند و به عربى قفيز خوانند و بعضى گويند كويژ به معنى كيل به فتح كاف نيست بلكه به كسر كاف است و آن ميوه باشد صحرايى شبيه به سبب و آن را در خراسان علف شيران و به عربى زعرور خوانند اللّه اعلم .

كويست -

به ضم اول و سكون سين بىنقطه بر وزن گريخت به معنى كوفتگى و آزار باشد .

كويستن -

به ضم اول بر وزن گريختن به معنى كوفتن غله و غير آن باشد و به كسر اول و فتح اول هم آمده است .

كويسته -

به فتح اول بر وزن نبيخته غلهء كوفته شده را گويند و دو طرف سرين و نشستگاه را نيز گفته‌اند و ظاهرا كه با كونسته به فتح نون تصحيف‌خوانى شده باشد .

كويستيدن -

به ضم اول بر وزن گريز ديدن به معنى كويستن است كه كوفتن غله و غير آن باشد و به فتح اول و كسر اول هم آمده است .

كويش -

به فتح اول بر وزن حشيش ظروف و اوانى دوغ و ماست را گويند .

كويشه -

بر وزن هميشه به معنى كويش است كه اوانى و ظروف دوغ و ماست باشد .

كويل -

با ثالث مجهول بر وزن طويل شكوفه بابونه و ريحان را گويند .

كويله -

با ثالث مجهول بر وزن طويله به معنى كاكل باشد كه موى ميان سر است و به ضم اول و فتح ثالث هم گفته‌اند .

كوين -

به ضم اول بر وزن سرين دست‌افزارى است روغن گران را مانند كفه ترازو كه از برگ خرما بافند .

كويه -

به ضم اول و فتح ثالث گياهى باشد شيرين كه مردمان خورند .

كوى هفتاد راه -

به كسر ثالث كنايه از دنيا و روزگار است .

كوى يافت -

با تحتانى به الف كشيده و به فا و فوقانى زده طفلى را گويند كه بر سر راه انداخته باشند .
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 764 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )