و آزار رسانيد .
كوفته -
بر وزن سوخته به معنى آسيب رسيده و آزار كشيده باشد و گلولههاى كوچك و بزرگ را نيز گويند كه از گوشت سازند و در ديگ آش و شله و امثال آن اندازند و كنايه از مردم ابله و نادان و احمق هم هست .
كوفته بريان -
نوعى از طعام باشد و آن چنان است كه گوشت را بكوبند و بعد از آن با مصالح در روغن بريان كنند و بر روى خشكه بنهند و بخورند .
كوفج -
با ثانى مجهول بر وزن كوسج نام جماعتى است كه در كوههاى كرمان ساكناند و معرب آن قوفص باشد .
كوفجان -
با جيم بر وزن بوستان قفس مرغان را گويند و به معنى كوفج هم آمده است كه جماعتى باشند در كوههاى كرمان .
كوفشانه -
با ثانى مجهول و شين نقطهدار بر وزن موريانه به معنى جولاهه و بافنده باشد .
كوك -
با ثانى معروف بر وزن دوك به معنى كمان باشد و آواز و صداى بسيار بلند را نيز گويند و با ثانى مجهول به معنى كاهو باشد و آن ترهاى است كه خوردن آن خواب آورد و به عربى خس گويندش و بخيههاى دور دور را نيز گفتهاند كه به طريق استعجال بر دو پارچه جامه كه خواهند به هم پيوند كنند زنند تا در دوختن كم و زياد نشود و آهنگ ساختن سازها و موافق نمودن آوازها باشد با هم و به معنى صرفه هم آمده است و به معنى گنبذى هم هست .
كوكا -
بر وزن و معنى غوغا باشد كه صدا و آواز بسيار بلند است و يكى از نامهاى ماه هم هست كه عربان قمر خوانند .
كوكان -
با ثانى مجهول بر وزن سوهان ساز و برگ استادان كازر را گويند .
كوكبا -
به فتح اول و ثالث و باى ابجد به الف كشيده به لغت زند و پازند ستاره را گويند و عربان كوكب خوانند .
كوكب شاموس -
نام گلى است و آن را از جزيره قبرس آورند و آن از گل مختوم خشك تر مىباشد داروى كشنده و گزندگى جانوران را دافع است و به عربى طين شاموس خوانند .
كوكبوس -
به فتح اول و سكون ثانى بر وزن اشكبوس به معنى كج و ناراست باشد و به فتح اول و ثانى هم آمده است .
كوكبه -
به فتح اول و ثالث و باى ابجد چوب بلند سركجى باشد با گوى فولادى صيقل كرده از آن آويخته و آن نيز مانند چتر از لوازم پادشاهى است و آن را پيشاپيش پادشاهان برند و بسيارى و انبوهى مردم را نيز گويند و به معنى درخشان عربى است .
كوك كردن -
به معنى موافق ساختن است اعم از ساز و آواز و غيره .
كوكلك -
با ثانى مجهول و فتح لام بر وزن كوچكك غوزهء پنبه را گويند كه هنوز نشكفته باشد يعنى غلافى كه پنبه در درون آن است .
كوكله -
با ثانى مجهول و كسر ثالث و فتح لام مرغى است تاجدار كه آن را شانهسر گويند و مرغ سليمان همان است و به عربى هدهد خوانند و بر وزن حوصله هم گفتهاند .
كوكما -
با ثانى مجهول و ميم بر وزن روستا به لغت زند و پازند يكى از نامهاى آفتاب است .
كوكن -
با ثانى مجهول بر وزن سوزن جغد را گويند و آن مرغى است كه بنحوست اشتهار دارد و غله نيمرس بريان كرده را نيز گويند و به هندى نام ولايتى است از ملك دكن بر ساحل درياى عمان .
كوكنار -
بر وزن هوشيار غلاف و غوزهء خشخاش باشد و به عربى رمان السعال گويند و بعضى تخم خشخاش را هم گفتهاند و عصاره و فشرده آن را نيز گويند .
كوكنك -
با ثانى مجهول و فتح ثالث بر وزن كوچكك مصغر كوكن است كه جغد باشد و آن پرندهاى است به نحوست مشهور .
كوكو -
به ضم هر دو كاف و سكون هر دو واو صدا و آواز فاخته را گويند و خاگينه را نيز گفتهاند .
كوكوز -
به ضم اول و ثالث و سكون زاى هوز نوعى از قماش لطيف باشد .
كوكوه -
به فتح رابع بر وزن غلغله به معنى كوكنك است كه جغد باشد .
كوكه -
با ثانى مجهول و فتح ثالث به معنى كوكوه است كه جغد باشد و آن پرندهاى است منحوس و به تركى برادر رضاعى را گويند يعنى در طفلى با هم شير خورده باشند و قرص نان كوچك را هم مىگويند .