گويند .
كهسله -
بر وزن مسئله به معنى نادان و احمق باشد .
كهشته -
با شين نقطهدار بر وزن و معنى كهسته است كه كوزه پرآب باشد .
كهكان -
به ضم اول و كاف بر وزن بهتان به معنى كوهكن باشد و كهكانى به معنى كوهكنى .
كهكشان -
بر وزن مهوشان مخفف كاهكشان است و آن سفيدى باشد كه شبها به طريق راه در آسمان نمايد و آن از بسيارى ستارههاى كوچك نزديك به هم است و عربان مجره مىگويند .
كه كوب -
به ضم اول و كاف بر وزن اسلوب كنايه از اسب و شتر باشد و فرهاد را نيز گويند كه عاشق شيرين بوده .
كهلم -
به فتح اول و لام بر وزن شلغم به معنى بادنجان است .
كهله -
به فتح اول بر وزن بهله ريزهها و كاورسهاى زر و سيم را گويند و زر سفيد رايج را نيز گفتهاند و به تركى آقچه خوانند .
كهنبار -
به فتح اول و باى ابجد بر وزن قلمكار مخفف كاه انبار است كه انبار كاه باشد و به ضم اول به معنى خانه است كه به عربى بيت خوانند و باركاه را نيز گويند و زردشت گفته است كه روزگار كهن بارها كرده است و به هر بارى گونهاى آفريده است چون آسمان و زمين و گياه و جانوران و جهان را با مردم به سالى آفريده و هر يك از اين كهن بارها پنج روز است و نامشان هم كهنبار است به اضافه اول و دويم همچو كهن بار اول و كهن بار دويم و كهن بار سيم و فارسيان به هر كهنبارى جشنى سازند و عيد كنند چنان چه در كاهنبار به تفصيل مذكور شد .
كهن خرابات -
كنايه از دنياى فانى است .
كهن دز -
با زاى هوز بر وزن مهندس نام قلعهاى است قديم از قلاع بدخشان و معرب آن قندز است و الحال نيز به قندز اشتهار دارد .
كهن دير -
كنايه از آسمان است كه كنايه از دنيا و جهان هم هست .
كهنزه -
به فتح اول و ثانى و زاى هوز و سكون ثالث به معنى خميازه است و آن كشيده شدن دست و پا باشد به سبب غلبه خواب يا خمار يا آمدن تب و به عربى تمطى گويند .
كهن فرش -
به فتح فا كنايه از زمين است كه به عربى ارض گويند .
كهنى -
به كسر اول و سكون ثانى و نون به تحتانى كشيده خانهء زمستانى باشد و خرس را نيز گويند و آن جانورى است معروف .
كهى -
به كسر اول و ثانى به تحتانى مجهول رسيده نام قلعهاى است از ولايت سيستان .
كهيانا -
بر وزن احيانا دوايى است كه آن را به عربى عود الصليب گويند بر مصروع آويزند نافع باشد .
كهيج -
به فتح اول و ثانى به تحتانى مجهول كشيده و به جيم فارسى زده به معنى كهى است كه نام قلعهاى باشد از ولايت سيستان و بعضى گويند كهيج معرب كهى باشد .
كهير -
با ثالث مجهول بر وزن صغير سيب صحرايى را گويند و آن را در خراسان علف شيران و به عربى زعرور خوانند
كهيلا -
با لام بر وزن امينا نام مبارزى بود ايرانى .
كهيله -
بر وزن جميله پوست درختى است نازك و تنك مانند شيطرج و آن را در دواها به كار برند .
كهين -
به كسر اول بر وزن نگين به معنى كوچكترين باشد چه كه به معنى كوچك است و سيب صحرايى را نيز گويند كه به عربى زعرور و ذو ثلاثه حباب خوانند به سبب آن كه دانه آن سه پهلو مىباشد .
كهينه -
به كسر اول بر وزن نگينه به معنى كهين است كه كوچكترين باشد .
بيان بيست و سوم در كاف تازى با ياى حطى مشتمل بر يكصد و پنج لغت و كنايت
كى -
به فتح اول و سكون ثانى به معنى كدام و چه وقت باشد و در وقت انكار نيز اين لفظ را گويند و به