تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
گويند .

كهسله -

بر وزن مسئله به معنى نادان و احمق باشد .

كهشته -

با شين نقطه‌دار بر وزن و معنى كهسته است كه كوزه پرآب باشد .

كهكان -

به ضم اول و كاف بر وزن بهتان به معنى كوهكن باشد و كهكانى به معنى كوهكنى .

كهكشان -

بر وزن مهوشان مخفف كاهكشان است و آن سفيدى باشد كه شبها به طريق راه در آسمان نمايد و آن از بسيارى ستاره‌هاى كوچك نزديك به هم است و عربان مجره مىگويند .

كه كوب -

به ضم اول و كاف بر وزن اسلوب كنايه از اسب و شتر باشد و فرهاد را نيز گويند كه عاشق شيرين بوده .

كهلم -

به فتح اول و لام بر وزن شلغم به معنى بادنجان است .

كهله -

به فتح اول بر وزن بهله ريزه‌ها و كاورسهاى زر و سيم را گويند و زر سفيد رايج را نيز گفته‌اند و به تركى آقچه خوانند .

كهنبار -

به فتح اول و باى ابجد بر وزن قلم‌كار مخفف كاه انبار است كه انبار كاه باشد و به ضم اول به معنى خانه است كه به عربى بيت خوانند و باركاه را نيز گويند و زردشت گفته است كه روزگار كهن بارها كرده است و به هر بارى گونه‌اى آفريده است چون آسمان و زمين و گياه و جانوران و جهان را با مردم به سالى آفريده و هر يك از اين كهن بارها پنج روز است و نامشان هم كهن‌بار است به اضافه اول و دويم همچو كهن بار اول و كهن بار دويم و كهن بار سيم و فارسيان به هر كهن‌بارى جشنى سازند و عيد كنند چنان چه در كاهنبار به تفصيل مذكور شد .

كهن خرابات -

كنايه از دنياى فانى است .

كهن دز -

با زاى هوز بر وزن مهندس نام قلعه‌اى است قديم از قلاع بدخشان و معرب آن قندز است و الحال نيز به قندز اشتهار دارد .

كهن دير -

كنايه از آسمان است كه كنايه از دنيا و جهان هم هست .

كهنزه -

به فتح اول و ثانى و زاى هوز و سكون ثالث به معنى خميازه است و آن كشيده شدن دست و پا باشد به سبب غلبه خواب يا خمار يا آمدن تب و به عربى تمطى گويند .

كهن فرش -

به فتح فا كنايه از زمين است كه به عربى ارض گويند .

كهنى -

به كسر اول و سكون ثانى و نون به تحتانى كشيده خانهء زمستانى باشد و خرس را نيز گويند و آن جانورى است معروف .

كهى -

به كسر اول و ثانى به تحتانى مجهول رسيده نام قلعه‌اى است از ولايت سيستان .

كهيانا -

بر وزن احيانا دوايى است كه آن را به عربى عود الصليب گويند بر مصروع آويزند نافع باشد .

كهيج -

به فتح اول و ثانى به تحتانى مجهول كشيده و به جيم فارسى زده به معنى كهى است كه نام قلعه‌اى باشد از ولايت سيستان و بعضى گويند كهيج معرب كهى باشد .

كهير -

با ثالث مجهول بر وزن صغير سيب صحرايى را گويند و آن را در خراسان علف شيران و به عربى زعرور خوانند

كهيلا -

با لام بر وزن امينا نام مبارزى بود ايرانى .

كهيله -

بر وزن جميله پوست درختى است نازك و تنك مانند شيطرج و آن را در دواها به كار برند .

كهين -

به كسر اول بر وزن نگين به معنى كوچكترين باشد چه كه به معنى كوچك است و سيب صحرايى را نيز گويند كه به عربى زعرور و ذو ثلاثه حباب خوانند به سبب آن كه دانه آن سه پهلو مىباشد .

كهينه -

به كسر اول بر وزن نگينه به معنى كهين است كه كوچكترين باشد .

بيان بيست و سوم در كاف تازى با ياى حطى مشتمل بر يك‌صد و پنج لغت و كنايت

كى -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى كدام و چه وقت باشد و در وقت انكار نيز اين لفظ را گويند و به