گفتهاند و بر چارپايان هم حمل كردهاند و با تشديد ثانى حيوان پالان افكنده را گويند .
كشى -
به فتح اول و ثانى به تحتانى كشيده به معنى خوشى و تندرستى باشد و به اين معنى با كاف فارسى هم آمده است .
كشيخان -
بر وزن پسيخان به معنى ديوث و به چشم خودبين باشد چه كشيخانى به معنى ديوثى است .
كشيده -
بر وزن رسيده به معنى وزن كرده و بلند و دراز باشد چه كشيده رو مردم رو دراز و كشيده ريش مردم دراز ريش را گويند و در خراسان به معنى نقشى باشد كه زنان بر روى پارچه مىدوزند و مشتى كه خواهند بر كسى بزنند .
كشيش -
بر وزن حشيش پيشوايان و راه نمايان و زاهدان و عالمان نصارى باشند و معرب آن قسيس است به كسر قاف .
بيان پانزدهم در كاف تازى با عين بىنقطه مشتمل بر پنج لغت و كنايت
كعب غزال -
و كعب الغزال نوعى از شكرپاره باشد و نوعى از حلوا هم هست و به معنى شراب نيز به نظر آمده است و كعب الغزا هم گفتهاند كه به حذف لام آخر باشد .
كعبهء جان -
كنايه از مراد و مقصد و مقصود جان باشد .
كعبهء جهان گرد -
كنايه از آفتاب جهانتاب است .
كعبهء رهرو -
به فتح هر دو راى بىنقطه به معنى كعبه جهان گرد است كه آفتاب عالمتاب باشد .
كعبه محرم نشان -
به ضم ميم و سكون حاى بىنقطه به معنى كعبه رهرو است كه خورشيد جهان گرد باشد .
بيان شانزدهم در كاف تازى با فا مشتمل بر چهل و نه لغت و كنايت
كف -
به فتح اول و سكون ثانى چيزى باشد سياه كه مشاطگان بر ابروى عروس مالند و خرفه را نيز گويند كه عربان بقلة الحمقا خوانند و امر به شكافتن هم هست يعنى بشكاف و چيزى غليظ كه بر روى آب مىنشيند و از جوش و قليان ديگ به هم مىرسد و آن را به عربى رغوه مىگويند و با تشديد ثانى در عربى ميان دست و پا باشد كه مراد كف دست و كف پاست .
كفا -
به فتح اول بر وزن جفا رنج و سختى و محنت و تنگى و افشردن گلو را گويند و در عربى به معنى بر روى در افكندن و برگردانيدن جامه باشد و به كسر اول نيز در فارسى به معنى رنج و محنت و سختى باشد و در عربى به معنى جزا دادن و مانند يكديگر شدن و توانايى و دامن خيمه باشد .
كف آبگينه -
به كسر ثانى آبى باشد كه مانند كف بر روى آبگينه پيدا شود و به هنگام گداختن و بعضى گويند ريم آبگينه است سفيدى چشم را زايل كند و آن را به عربى زبد القوارير و ماء الزجاج خوانند و به يونانى مسحو قونيا و مسحقونيا گويند .
كفاند -
بر وزن رساند يعنى بشكافد و بتركاند و شق كند به درازى .
كفانه -
بر وزن بهانه بچهاى را گويند كه نارس از شكم مادر بيفتد .
كفانيدن -
بر وزن رسانيدن به معنى شكافتن و تركانيدن به درازى باشد .
كف بيضا -
به معنى يد بيضاست كه معجزهء موسى