سعى بسيار مىكرد و به كسر اول و فتح ثانى دندانى را گويند كه ميان آن تهى و كاواك شده باشد و كشتى و جهاز كوچك را نيز گفتهاند و به فتح اول و سكون ثانى هم به معنى دندان ميان تهى و كاواك شده آمده است .
كروا -
بر وزن حلوا به معنى رخنه گرفتن و وصل كردن دو چيز باشد با هم .
كروان -
بر وزن مردان نام گياهى است كه قوت فرح دارد و نام مرغى هم هست و به اين معنى در عربى به فتح اول و ثانى هم آمده است .
كروبيان -
به فتح اول و ثانى مشدد به واو رسيده و كسر باى ابجد و تحتانى به الف كشيده و به نون زده فرشتگان مقرب را گويند و ايشان را در عالم اجسام هيچ تعلق و تدبير و تصرفى نيست .
كروت -
به ضم اول بر وزن قروت به معنى فربه باشد كه در برابر لاغر است .
كروتنه -
به فتح اول و ثانى و فوقانى و نون و سكون ثالث عنكبوت را گويند .
كروخ -
به ضم اول و ثانى و سكون ثالث و خاى نقطهدار نام قريهاى است از قراى عالم .
كروخان -
با خاى نقطهدار بر وزن خرومان نام برادر پيران ويسه است .
كرود -
به ضم اول بر وزن سرود چاه بسيار عميق را گويند كه آب از آن به دشوارى توان كشيد و به فتح اول هم گفتهاند .
كروز -
با زاى نقطهدار بر وزن خروس به معنى عيش و نشاط و شادى و طرب باشد و اندوه و ملالت را نيز گفتهاند و با زاى فارسى هم آمده است .
كروس -
به كسر اول و سكون ثانى و فتح ثالث و سين بىنقطهء ساكن لغز و چيستان باشد .
كروش -
به ضم اول بر وزن خروش شكنبه را گويند .
كروكر -
به فتح اول و كاف بر وزن كبوتر يكى از نامهاى خداى تعالى است جل جلاله .
كرون -
به ضم اول و فتح ثالث و سكون ثانى و نون اسبى را گويند كه رنگ او ما بين زرد و بور باشد .
كرونيس -
به فتح اول و ثانى به واو رسيده و نون به تحتانى كشيده و به سين بىنقطه زده نام جزيرهاى است كه وامق مطلوب عذرا در آن جزيره مىبود .
كروه -
به ضم اول و ثانى به واو مجهول رسيده و به ها زده ثلث و سه يك فرسخ را گويند و آن سه هزار گز است و بعضى گويند چهار هزار گز و زياده از اين نيست و آن را به عربى كراع خوانند و به معنى آرامگاه و آشيانه مرغان و غيره نيز آمده است و به فتح اول و ثالث و سكون ثانى دندان ميان تهى و كاواك را گويند و به فتح اول و ثانى و ثالث جانورى باشد سيه رنگ گويند زخم آن جانور زياده بر زخم مار است .
كرويا -
بر وزن اغنيا تخمى است كه آن را زيره رومى گويند و نان خواه همان است بر روى خمير نان پاشند و خوردن آن به ناشتا قوت معده دهد و كروهه و زينان هم مىگويندش .
كرويز -
به فتح اول و سكون ثانى بر وزن شبديز به معنى نطق و اداراك كليات باشد و شرف انسان به اين فضيلت است و به فتح اول و ثانى هم آمده است .
كروى زره -
به كسر زاى نقطهدار و راى قرشت و سكون ها نام يكى از خويشان افراسياب است .
كره -
به فتح اول و ثانى و خفاى ها پوست دست و پا و اعضا را گويند كه به سبب كار كردن بسيار سخت شده باشد و به معنى چرك هم آمده است كه عربان وسخ مىگويند و مسكه را نيز گفتهاند و آن روغنى باشد كه از دوغ گيرند و به معنى حجره هم هست كه خانه كاروانسرا و مدرسه باشد و خانهء عنكبوت را هم مىگويند كه در آن تخم كند و بچه برآرد و آن را مانند كاغذ سفيد سازد و زنگار مانندى را گويند كه بر روى نان و ميوه و امثال آن نشيند و معرب آن كرج باشد چه هر چيز كره گرفته را متكرج خوانند و نوعى از خار هم هست كه عصاره آن را يعنى فشرده آن را اقاقيا گويند و به زبان هندى دست برنجن باشد و آن حلقهاى است از طلا و نقره و غيره كه در دست كنند و نام شهرى هم هست و به فتح اول و سكون ثانى در عربى به معنى ناخشنودى و نارضامندى و جبر باشد و به ضم اول و سكون ثانى هم به اين معنى و هم به معنى دشوار باشد كه در مقابل آسان است و به ضم اول و فتح ثانى مشدد بچه اسب و ستور و خر الاغ را گويند و با غير مشدد گويى را كه با چوگان بازند و بچه اسب و خر را نيز گفتهاند و هر چيز كه گرد و مدور باشد مطلقا و عناصر را هم مىگويند به طريق اضافه همچو كره آتش و كره هوا و كره آب و كره خاك و به معنى كليدان و دندانه كليدان هم آمده است .