تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤

بيان نهم در كاف تازى با دال ابجد مشتمل بر بيست و چهار لغت

كد -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى خانه باشد و به عربى بيت خوانند و به معنى نخست و اول هم آمده است و با تشديد ثانى در عربى به معنى جد و جهد و كوشش باشد و به لغت زند و پازند به معنى كس باشد به فتح كاف و عربان شخص گويند .

كدامى -

به كسر اول و ثانى به الف كشيده و ميم به تحتانى رسيده سنگى باشد سبز تيره رنگ و آن در سواحل بحور به هم مىرسد و خفيف و درشت مىباشد ارباب صنعت آن را بر قلعى طرح كنند .

كدبا -

با باى ابجد بر وزن فردا به لغت زند و پازند به معنى دروغ باشد و به عربى كذب خوانند .

كدبانو -

به فتح اول بىبى و خاتون و بزرگ خانه را گويند چه كد به معنى خانه و بانو به معنى بىبى و خاتون باشد و در اصطلاح زنى را گويند كه معتبر و موقر باشد و سامان خانه را بر وجه لايق كند و پيش منجمان دليل جسم است چنان كه كدخدا دليل روح و كيفيت و كميت عمر مولود را از اين دو اصل استخراج كنند و اين دو بىهم نمىبايد كه باشد و هر كدام از اين دو كه بىديگرى باشد عمر مولود را بقا نبود و كدبانو را به يونانى هيلاج خوانند و معنى آن چشمه زندگى است .

كدخدا -

به معنى صاحب خانه باشد چه كد به معنى خانه و خدا به معنى صاحب و مالك آمده است و در اصطلاح و عرف شخصى را گويند كه موقر و معتبر و كارساز و مهم‌گزار مردم باشد و پادشاه را هم كدخدا مىگويند و مردى را نيز گويند كه زن داشته باشد و نزد منجمان دليل روح است چنان كه كدبانو دليل جسم باشد و كيفيت و كميت عمر مولود را از اين دو دليل استخراج كنند و اگر يكى از اين دو نباشد عمر مولود را بقايى نيست .

كدر -

به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت رستنى باشد بسيار خوشبوى و آن را كادى گويند شراب آن حصبه و جدرى را نافع است تا به حدى كه كسى را كه آبله بيرون مىآيد قدرى شراب كادى بياشامد اگر عدد آن پنج باشد به شش نرسد .

كدرم -

به ضم اول و راى قرشت و سكون ثانى و ميم غله‌اى باشد مانند ارزن و آن بيشتر در ميان زراعت برنج رويد .

كدست -

به ضم اول و كسر ثانى و سكون سين بىنقطه و فوقانى وجب و بدست را گويند و به عربى شبر خوانند و آن مقدارى است از پنجه دست آدمى ما بين انگشت كوچك و انگشت بزرگ .

كدفت -

به فتح اول و ضم ثانى و سكون فا و فوقانى كاسه سر را گويند .

كدكده -

با كاف و دال ابجد بر وزن وسوسه آواز و صداى خايسك و سندان و امثال آن باشد .

كدن -

به كسر اول و ثانى و سكون نون مجمع و روستايى را گويند كه قريب به ده هزار مردم در ايام عاشورا آنجا جمع شوند و گريه كنند و حيز و مخنث و پشت پايى را نيز گفته‌اند .

كدنگ -

بر وزن تفنگ چوبى باشد كه كازران و دقاقان جامه را بدان دقاقى كنند .

كدنگه -

با كاف فارسى بر وزن خورنده به معنى كدنگ است كه بدان جامه دقاقى كنند .

كدواده -

به فتح اول و سكون ثانى و واو به الف كشيده و دال بىنقطه مفتوح بناى ديوار عمارت و خانه را گويند .

كدوبا -

به فتح اول و باى به الف كشيده بر وزن يهودا آش كدو را گويند چه با به معنى آش است .

كدوخ -

به فتح اول و ثانى به واو مجهول كشيده و به خاى نقطه‌دار زده به معنى حمام و گرم‌خانه باشد و به معنى جام هم به نظر آمده است .

كدودانه -

به فتح اول بر وزن يهودانه كرم معده را مىگويند .

كدونيمه -

با نون به تحتانى رسيده و فتح ميم كوزه و ظرف شراب‌خورى را گويند .

كدوه -

به ضم اول و ثانى بر وزن ستوه به معنى خراش و خراشيدن باشد و به معنى گرفتن هم آمده است .

كده -

به فتح اول و ثانى به معنى خانه باشد همچو