قيطس -
به فتح اول و كسر طاى حطى بر وزن نرگس به يونانى نام درختى است كه آن را به فارسى مورد و به عربى آس گويند .
قيطون -
بر وزن ميمون نام مردى بوده و به معنى گنجينه هم آمده است .
قيقهن -
به فتح اول و سكون ثانى و قاف مفتوح و هاى مكسور و نون ساكن به معنى قنقهر است كه صمغى باشد ناخوش طعم و بعضى گويند سندروس است .
قيل -
بر وزن فيل نام بيابانى و دشتى است و زفتتر را نيز گويند و آن را از درخت صنوبر گيرند .
قيلقى -
بر وزن مردمى به لغت اهل مشرق بيخى است كه آن را به فارسى چوبك اشنان خوانند .
قيلموس -
با ميم بر وزن سندروس به معنى هوشيارى باشد .
قيلوط -
بر وزن مربوط به لغت اهل مغرب دوايى است و آن برگ كندناى شامى باشد كه نوعى از كندنا است .
قيل و قال كردن -
كنايه از بحث و مباحثه و گفتگو كردن باشد .
قيموليا -
با اول به تحتانى كشيده و ميم به واو رسيده و كسر لام و تحتانى به الف كشيده نوعى از گل است و آن را به عربى حجر الرخام گويند و آن مانند صفهاى رخام بود و سفيد و خوشبوى مىباشد و از آن بوى كافور مىآيد چون تازه باشد آن را حجر الشغاف نيز گويند .
قينا -
به كسر اول بر وزن مينا نوعى از بقلة الحمقا است كه به فارسى خرقه گويند .
قيوند -
بر وزن ريوند به معنى قاوند است كه پيه قاوندى باشد و آن روغنى باشد منجمد كه از دانه گيرند مانند فندق درد پشت و سرفه كهنه را كه ماده آن از سردى باشد نافع است و تخم قيوندى كه در كتب طبى نوشتهاند همان است .