تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤

قيطس -

به فتح اول و كسر طاى حطى بر وزن نرگس به يونانى نام درختى است كه آن را به فارسى مورد و به عربى آس گويند .

قيطون -

بر وزن ميمون نام مردى بوده و به معنى گنجينه هم آمده است .

قيقهن -

به فتح اول و سكون ثانى و قاف مفتوح و هاى مكسور و نون ساكن به معنى قنقهر است كه صمغى باشد ناخوش طعم و بعضى گويند سندروس است .

قيل -

بر وزن فيل نام بيابانى و دشتى است و زفت‌تر را نيز گويند و آن را از درخت صنوبر گيرند .

قيلقى -

بر وزن مردمى به لغت اهل مشرق بيخى است كه آن را به فارسى چوبك اشنان خوانند .

قيلموس -

با ميم بر وزن سندروس به معنى هوشيارى باشد .

قيلوط -

بر وزن مربوط به لغت اهل مغرب دوايى است و آن برگ كندناى شامى باشد كه نوعى از كندنا است .

قيل و قال كردن -

كنايه از بحث و مباحثه و گفتگو كردن باشد .

قيموليا -

با اول به تحتانى كشيده و ميم به واو رسيده و كسر لام و تحتانى به الف كشيده نوعى از گل است و آن را به عربى حجر الرخام گويند و آن مانند صفهاى رخام بود و سفيد و خوشبوى مىباشد و از آن بوى كافور مىآيد چون تازه باشد آن را حجر الشغاف نيز گويند .

قينا -

به كسر اول بر وزن مينا نوعى از بقلة الحمقا است كه به فارسى خرقه گويند .

قيوند -

بر وزن ريوند به معنى قاوند است كه پيه قاوندى باشد و آن روغنى باشد منجمد كه از دانه گيرند مانند فندق درد پشت و سرفه كهنه را كه ماده آن از سردى باشد نافع است و تخم قيوندى كه در كتب طبى نوشته‌اند همان است .
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 694 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )