تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
گويند .

قور -

بر وزن مور پنبه را گويند و به عربى قطن خوانند و به معنى خصه هم آمده است و گره و برآمدگى در اعضا و غير آن را نيز گفته‌اند .

قورسا -

به ضم اول و سكون ثانى و راى قرشت و سين بىنقطه به الف كشيده به يونانى عود بلسان را گويند و به جاى سين ثاى مثلثه هم به نظر آمده است .

قوريون -

با اول به ثانى رسيده و تحتانى به واو كشيده و به نون زده گشنيز را گويند و كزبره همان است .

قوس -

به ضم اول و سكون ثانى و سين بىنقطه صومعهء ترسايان را گويند و به فتح اول در عربى كمان باشد .

قوسه -

به فتح اول و سين بىنقطه به معنى قوس و قزح است و آن را كمان رستم و كمان شيطان هم مىگويند .

قوسيا -

بر وزن طوطيا به لغت سريانى نام داروييست كه آن را به عربى قسط خوانند و بوى صبر از او مىآيد بخور كردن آن در زير دامن درد رحم را نافع باشد .

قوطوليدون -

با اول و ثالث به واو و لام به تحتانى رسيده و دال بىنقطه به واو كشيده و به نون زده به يونانى نوعى از رياحين بود و آن پيوسته سبز مىباشد و در بيخهاى ديوارها و جايگاه سايه‌دار مىرويد گويند نوعى از حى العالم است و به عربى آذان القيس خوانند و قدح مريم همان است .

قوطوما -

با اول و ثالث به واو رسيده و ميم به الف كشيده به يونانى به معنى آذريون است و آن بيخ خارى است كه به شيرازى چوبك اشنان خوانند .

قوفا -

با اول به ثانى رسيده و فاى به الف كشيده نوعى از صمغ صنوبر باشد و آن را به عربى علك يابس خوانند و به فارسى زنگبارى گويند .

قوقالس -

با اول به ثانى رسيده و قاف به الف كشيده و كسر لام و سكون سين بىنقطه به لغت يونانى به معنى ترخر است كه نوعى از ترب صحرايى باشد خوردن آن بادها را بشكند .

قوقنس -

به ضم اول و سكون ثانى و قاف و نون مضموم به سين بىنقطه زده به معنى قفنس است و آن مرغى باشد به غايت عجيب و غريب گويند هزار سال بزيد .

قوقنوس -

با زيادتى واو بعد از نون به معنى قوقفنس است كه به ققنس شهرت دارد .

قوقو -

به ضم دو قاف و سكون دو واو به معنى قوقه است كه تكمهء كلاه و گريبان و امثال آن باشد .

قوقه -

به ضم اول و فتح ثالث به معنى قوقو است كه تكمهء كلاه و پيراهن و امثال آن باشد .

قوقى -

با اول به ثانى رسيده و ثالث به تحتانى كشيده گويند حيوانى است دريايى كه جند يعنى آش بچه‌ها خصيه اوست و او را بيدستر گويند گوشت آن حيوان صرع را نافع است .

قول كاسه‌گر -

نام قولى است از قولهاى موسيقى يعنى تصنيفى است .

قولنج -

به ضم اول و كسر لام و سكون نون و جيم معرب كولنج است كه درد شكم و درد پهلو باشد .

قومارثون -

با اول به ثانى رسيده و ميم به الف كشيده و كسر راى قرشت و ثانى مثلثه به واو رسيده و به نون زده به لغت يونانى رازيانه صحرايى را گويند كه باديان دشتى است .

قوم فيل -

اشاره به اصحاب الفيل است .

قومنى -

با اول به ثانى رسيده و كسر ميم و نون به تحتانى كشيده شرابى است كه آن را از آرد جو و آرد ارزن و غيره سازند و آن را بوزه گويند خوردنش مستى آورد .

قونيا -

با نون بر وزن توتيا به لغت يونانى خاكستر را گويند .

قوين -

با ياى حطى و نون و حركت غير معلوم مرضى است كه آن را به فارسى كهنكو و به عربى عرق النسا خوانند .

قوينطن -

با اول به ثانى رسيده و فتح تحتانى و سكون نون و طاى حطى مفتوح به نون زده به لغت رومى گياهى است كه آن را به عربى خالق النمر گويند و آن نوعى از ماذريون است چون پلنگ و يوز بخورند خناق به هم رسانند و بميرند و بدين سبب قاتل النمر خوانند .
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 692 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )