تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤

قز -

به فتح اول و سكون ثانى ابريشم خام بدقماش را گويند .

قزاغند -

با غين نقطه‌دار بر وزن دماوند جامه‌اى را گويند كه در حشو آن ابريشم و پنبه نهند و آجيده كنند و در روز جنگ پوشند اين لغت نبطى است .

قزاكند -

با كاف فارسى بر وزن و معنى قزاغند است كه جامهء پنبه و ابريشم و آكنده آجيده كرده شده باشد كه در روزهاى جنگ پوشند و آن را خفتان گويند و نهالى و توشك و جامهء خواب را نيز گفته‌اند .

قزاگنگ -

با هر دو كاف فارسى بر وزن و معنى قزاكند است كه خفتان جنگ باشد و زره را نيز گفته‌اند و آن جامه‌اى باشد كه از حلقه‌هاى آهن ترتيب داده در روز جنگ پوشند .

قزاوه -

بر وزن و معنى كجاوه است كه محمل باشد .

قزح -

به ضم اول و فتح ثانى و سكون حاى بىنقطه نام يكى از شياطين است و بدين سبب قوس و قزح را كمان شيطان مىگويند و نام كوهى هم هست و به فتح اول و سكون ثانى شاش سگ را گويند و به كسر اول و سكون ثانى داروهاى گرم و امثال آن كه در ديگ طعام ريزند گويند به هر سه معنى عربى است .

قزدار -

با دال ابجد بر وزن رفتار نام شهرى است در حدود هندوستان .

قزغند -

به ضم اول و غين نقطه‌دار و سكون ثانى و نون و دال ابجد بار درخت پسته است و آن را مغز نمىباشد و بدان پوست را دباغت كنند گويند درخت پسته يك سال پستهء مغزدار و يك سال بىمغز بار مىآورد .

قزقان -

با قاف بر وزن مرجان ديگ و پاتيل بزرگ را گويند .

بيان هشتم در قاف با زاى فارسى مشتمل بر دو لغت

قژاوه -

به فتح اول بر وزن و معنى كجاوه است و آن را به عربى محمل مىگويند .

قژه -

به كسر اول و ثانى و سكون هاى هوز هر چيز پلشت و پليد و نجس را گويند .

بيان نهم در قاف با سين بىنقطه مشتمل بر شانزده لغت

قسا -

به فتح اول و ثانى به الف كشيده نام داروئيست كه آن را سليخه گويند و آن پوست درختى است و در عربى به معنى سخت شدن و سخت دل شدن باشد .

قساس -

به ضم اول بر وزن نحاس نام كوهى است در يمن كه آن را به عربى عقيق مىگويند و معدن عقيق نيز آنجاست و بعضى گويند قساس نام موضعى است در ديار ارمنيه و كان آهن آنجا است .

قسالاون -

به ضم اول و ثانى و لام هر دو به الف كشيده و فتح واو و سكون نون روغن زفت باشد و صنعت آن چنان است كه زفت را در وقت پختن بخارى برمىخيزد و صوف پاكى يعنى پارچه‌اى كه از پشم بافته باشند بر آن بخار مىآويزند و ساعت به ساعت آن صوف را مىافشارند و بعد از آن آن را از قرع و انبيق مىچكانند منافع بسيار دارد .

قسب -

به فتح اول و سكون ثانى و باى ابجد نوعى از خرماى خشك باشد كه اهل نجد آن را بر شوم خوانند گويند قابض است و شكم ببندد و در عربى به معنى سخت باشد كه در مقابل سست است .

قسطا -

به كسر اول و سكون ثانى و طاى حطى به الف كشيده نام پسر لوقا است و ايشان دو حكيم
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 684 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )