تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
صندوق و غيره زنند .

قفلوط -

به ضم اول و سكون ثانى و لام به واو كشيده و به طاى حطى زده رستنى باشد كه آن را كراث شامى گويند و آن نوعى از كندناست .

قفورا -

بر وزن صبورا گياهى است دوايى و آن را قطاة كه مرغ سنگ‌خواره باشد خورد .

قفيز پر آمدن -

به ضم باى فارسى كنايه از بسر آمدن و آخر شدن و به انتها رسيدن مدت حيات باشد .

بيان سيزدهم در قاف با قاف مشتمل بر سه لغت

ققدان -

به فتح اول و ثانى بر وزن همدان خريطهء عطار را گويند .

ققنس -

به فتح اول و سكون ثانى و ضم نون و سين بىنقطه ساكن به لغت رومى مرغى است به غايت خوش رنگ و خوش آواز گويند منقار او سيصد و شصت سوراخ دارد و در كوه بلندى مقابل باد نشيند و صداهاى عجيب و غريب از منقار او برآيد و به سبب آن مرغان بسيار جمع آيند از آنها چندى را گرفته طعمه خود سازد گويند هزار سال عمر كند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آيد هيزم بسيار جمع سازد و بر بالاى آن نشيند و سرودن آغاز كند و مست گردد و بال بر هم زند چنان كه آتشى از بال او بجهد و در هيزم افتد و خود با هيزم بسوزد و از خاكسترش بيضه‌اى پديد آيد و او را جفت نمىباشد و موسيقى را از آواز او دريافته‌اند .

ققنوس -

بر وزن افسوس به معنى ققنس است و آن مرغى باشد كه هزار سال عمر كند و عاقبت بسوزد .

بيان چهاردهم در قاف با لام مشتمل بر پنجاه و يك لغت و كنايت

قلا -

به فتح اول و ثانى به الف كشيده به معنى فلاخن است و به معنى اشخار و قليا هم آمده است كه زاج سفيد باشد .

قلات كازران -

موضعى است در شيراز و شيخ سعدى در آنجا مدفون است .

قلاچورى -

با جيم فارسى بر وزن و معنى قراچورى است كه شمشير آبدار باشد .

قلارون -

با راى بىنقطه بر وزن فلاطون نقيبان لشگر را گويند .

قلارى -

به ضم اول و ثانى به الف كشيده و راى بىنقطه به تحتانى رسيده نوعى از انجير سفيد باشد و سر آن زرد مىشود .

قلازاره -

و قلاژاره به فتح اول و راى نقطه‌دار به الف كشيده در لغت اول و زاى فارسى در لغت دويم و فتح راى قرشت پرنده‌ايست سياه و سفيد از جنس كلاغ كه او را كلاغ پيسه و عكه خوانند .

قلاسنگ -

به فتح اول و سين بىنقطه و سكون نون و كاف فارسى فلاخن را گويند و آن كفه‌ايست كه از ابريشم و امثال آن بافند و بر دو سر آن دو ريسمان بندند و شاطران و شبانان بدان سنگ اندازند .

قلاش -

با ثانى مشدد بر وزن فراش مردم بىنام و ننگ و لوند و بىچيز و مفلس و از كاينات مجرد را گويند .

قلاشيره -

به فتح اول و شين نقطه‌دار به تحتانى رسيده و راى بىنقطه مفتوح قليا و اشخار است كه زاج سياه باشد .