بيان نوزدهم در حرف فا با ياى حطى مشتمل بر چهل و يك لغت و كنايت
فيار -
به فتح اول بر وزن مدار به معنى شغل و كار و عمل و صنعت و پيشه باشد .
فيال -
بر وزن عيال زمينى را گويند كه بار اول آن را زراعت كرده باشند و تيرى را نيز گفتهاند كه پيكان آن دو شاخه باشد .
فياوار -
با واو بر وزن سزاوار به معنى فيار است كه صنعت و شغل و كار و عمل و هنر باشد .
فياور -
بر وزن سراسر به معنى فياوار است كه كار و صنعت و شغل و عمل باشد .
فيجن -
به فتح اول و جيم بر وزن بهمن دوايى است كه آن را سداب گويند بهترين وى آن بود كه نزديك درخت انجير رسته باشد و خوردن برگ آن با انجير خشك و گردكان دفع سموم كند .
فيد -
بر وزن صيد به معنى خرام و خراميدن باشد و به معنى زياده و زياده شدن و نفع و فايده هم هست و موى اسب را نيز گويند و در عربى نام منزلى است در راه كعبه .
فيدار -
به فتح اول بر وزن نيزار به معنى فياور است كه صنعت و شغل و كار و عمل باشد .
فيداقه -
به فتح اول و آخر كه قاف باشد نام زنى است و او حاكمهء بردعى بوده و آن ولايتى است كه استر بردعى منسوب به آن ولايت است و به اين معنى به جاى حرف اول قاف و به جاى حرف آخر فا هم به نظر آمده است .
فير -
به كسر اول بر وزن مير به معنى تأسف و افسوس و سخره و لاغ باشد .
فيروز -
با ثانى مجهول بر وزن ديروز به معنى مظفر و منصور و آن كه حاجاتش برآمده باشد و نام روز سيم است از خمسهء مسترقهء سالهاى ملكى .
فيروزگرد -
به كسر كاف فارسى و سكون را و دال بىنقطه نام شهر اردبيل است و به معنى فيروزشهر باشد چه گرد به معنى شهر هم آمده است و آن را فيروز جد انوشيروان بنا كرده است و معرب آن فيروزجرد باشد .
فيروزنين -
با نون به تحتانى كشيده و به نون ديگر زده به معنى فعل و كار و نيك باشد .
فيروزه -
معروف است و آن يكى از جواهر مشهوره است و هر بامداد نظر بر آن كردن روشنى چشم افزايد .
فيروزه تاج -
با تاى قرشت به الف كشيده و به جيم ابجد زده تاج كيخسرو را گويند و كنايه از سالكان و فقرا و اهل سلوك باشند .
فيروزه تخت -
كنايه از آسمان است .
فيروزه دريا -
به معنى فيروزه تخت است كه كنايه از آسمان باشد و آن را فيروزهگون دريا هم مىگويند .
فيروزه سقف -
به معنى فيروزه دريا است كه كنايه از آسمان باشد .
فيروزه طشت -
به فتح طاى حطى و سكون شين و تاى قرشت تخت كيخسرو را گويند و كنايه از آسمان هم هست و نبات النعش را نيز گفتهاند و آن هفت ستاره باشد در آسمان به شكل چوكان و از جملهء چهل و هشت صورت فلك است و آن را دب اكبر خوانند .
فيروزه كاخ -
با كاف به الف كشيده و به خاى نقطهدار زده كنايه از دنيا و عالم سفلى است .
فيروزه مرقد -
به فتح ميم و قاف و سكون را و دال بىنقطه به معنى فيروزه كاخ باشد كه دنيا و عالم سفلى است .
فيريدن -
بر وزن پيچيدن به معنى خراميدن باشد و به معنى پر نعمت شدن و افسوس خوردن و استهزا كردن هم آمده است .
فيسا -
با اول به ثانى رسيده و سين بىنقطه به الف كشيده به معنى طاوس باشد و آن پرندهايست معروف در هندوستان .
فيصور -
با صاد بىنقطه بر وزن طيفور نام شهرى