تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
است از كيك و شپش بزرگتر و در ميان رختخواب مىباشد و مانند شپش و كيك خون آدمى خورد و آن را در دار المرز و گيلانات ساس گويند و در هندوستان كتمل و در هند دكن‌مكن خوانند .

غسل -

به فتح اول و سكون ثانى و لام نام گلى است كه آن را خطمى گويند سرخ آتشى و سرخ نيم رنگ و سفيد مىباشد .

غسلج -

به فتح اول و لام و سكون ثانى و جيم بيخى است كه آن را به شيرازى چوب اشنان خوانند .

بيان نهم در غين نقطه‌دار با شين نقطه‌دار مشتمل بر سه لغت

غشاك -

به فتح اول بر وزن هلاك بوى گند و بوى ناخوشى باشد كه از دهان مردم آيد و به عربى بخر گويند .

غشته -

به فتح اول و فوقانى و سكون ثانى به معنى آميخته و آغشته باشد و به كسر اول هم به اين معنى آمده است .

غشه -

به كسر اول و ثانى برگ نى صحرايى را گويند .

بيان دهم در غين نقطه‌دار با ضاد نقطه‌دار مشتمل بر سه لغت و كنايت

غضان -

به فتح اول و ثانى به الف كشيده و به نون زده طعام پس مانده را گويند و به ضم اول هم گفته‌اند .

غضبان -

با باى ابجد بر وزن سرطان سنگى را گويند كه در منجنيق گذارند و به جانب خصم اندازند و به معنى منجنيق هم آمده است و در عربى به معنى قهرآلود و خشمگين و غضبناك باشد .

غضبان فلك -

كنايه از آفتاب عالمتاب است و او را صاحب التاج هم گويند و كنايه از ستارهء مريخ هم هست و او در آسمان پنجم مىباشد .

بيان يازدهم در غين نقطه‌دار با فا مشتمل بر پنج لغت

غف -

بر وزن صف موى در هم پيچيده و مجعد را گويند .

غفچ -

به ضم اول و سكون ثانى و جيم فارسى جاى عميق و گود را گويند آبگير و تالاب را نيز گفته‌اند و به معنى سندان آهنگرى و مسگرى و غيره باشد و به معنى شمشير آبدار هم هست و هر چيز راست و دراز و سطبر را هم مىگويند و با جيم ابجد نيز درست است .

غفچى -

به فتح اول و سكون ثانى و جيم فارسى به تحتانى كشيده به معنى اول غفچ است كه گودال و جاى عميق باشد و شمشير آبدار را نيز گويند .

غفوده -

به ضم اول بر وزن گشوده به معنى ايام هفته
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 635 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )