غت -
به ضم اول و سكون ثانى به معنى جاهل و احمق و ابله و نادان باشد و به فتح اول نيز به اين معنى آمده است .
غتفر -
به ضم اول و فتح فا بر وزن دختر به معنى غت است كه جاهل و ابله و نادان باشد .
غتفره -
به ضم اول و فتح راى قرشت بر وزن بتكده به معنى غتفر است كه نادان و جاهل و احمق و ابله باشد و زناكننده و زانى و پليد طبع را هم مىگويند .
بيان چهارم در غين نقطهدار با دال بىنقطه مشتمل بر شش لغت
غداره -
به فتح اول بر وزن كناره پيكان پهن بزرگ شكارى را گويند و آن را به اندام بيل سازند و دبهء برنجين را نيز گويند .
غدر -
به فتح اول بر وزن حذر حبيبه جامه و سلاح جنگ را گويند .
غدرك -
بر وزن نغزك به معنى غدر است كه حبيبه جامهء روز جنگ باشد و بعضى گويند غدرك يكى از صلاح اهل هند است و آن را جمدر و كتار نيز خوانند و به معنى اول در مؤيد الفضلا به جاى حرف ثالث الف نوشتهاند اللّه اعلم .
غدغن -
به فتح اول و ثانى و غين نقطهدار و نون ساكن به معنى شتاب و تأكيد باشد و به معنى اضطراب هم آمده است .
غدفره -
به ضم اول و فتح فا و راى بىنقطه بر وزن بتكده به معنى غتفره است كه مردم جاهل و احمق و نادان و كودن و ابله باشد .
غدنگ -
به فتح اول بر وزن خدنگ به معنى غدفره است كه ابله و جاهل و نادان و احمق و بىآرام و بىاندام باشد .
بيان پنجم در غين نقطهدار با راى بىنقطه مشتمل بر هفتاد و چهار لغت و كنايت
غر -
به فتح اول و سكون ثانى زن فاحشه و قحبه را گويند و مردم بددل را هم گفتهاند و به ضم اول مردم دبه خايه را گويند يعنى شخصى كه خصيهاش بزرگ شده باشد و برآمدگى در اعضا را نيز گويند و آن مانند گلوله در گردن يا پيشانى و گرهى در زير گلو به هم مىرسد و بريدن و برآوردن آن كمخطر است و به تركى بوقمه خوانند و باد در دهن جمع كردن را نيز گويند به جهت آن كه شخصى دست بر آن زند و آن باد با صدا برآيد و آن را به تركى زنبلق و زمرته خوانند و به فتح اول و ثانى مشدد در عربى چينهدان مرغ باشد بچهء خود را به منقار و شكستن جامه براى ته كردن و شكن و چين اندام و رو باشد و به ضم اول هم در عربى هر چيز سفيد را گويند عموما و پيشانى سفيد را خصوصا و مردم بزرگ و بزرگوار را نيز گفتهاند و به كسر اول هم در عربى مردم صاحب غفلت و ناآزموده كار باشد .
غرا -
به ضم اول هر چيز كه متصف به سفيدى و روشنى باشد و آفتاب را نيز گويند به سبب روشنايى .
غراب زمين -
كنايه از شب سياه و شب تاريك باشد .
غراچه -
به فتح اول بر وزن سراچه حيز و مخنث و