تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
شيطرج باشد و به يونانى لبيذيون خوانند اگر دندان طرف راست درد كند قدرى از آن به دست چپ بايد گرفت و دست راست را در زير روى به جانبى كه دندان درد مىكند بايد گذاشت درد را ساكن كند و همچنين برعكس .

عصب -

به ضم اول و فتح ثانى و سكون باى ابجد خاريست كه صمغ آن كتيرا باشد و به شيرازى كم و به يونانى نوارس خوانند و به عربى مسواك العباد و مسواك المسيح گويند خوردن آن چارپايان را فربه سازد .

عصبه -

به فتح اول و باى ابجد و سكون ثانى ريحانى است كه آن را جم اسفرم خوانند و بعضى گويند لبلاب است كه عشق پيچان باشد .

عصمتيان -

به كسر اول و تاى قرشت كنايه از انبيا و اوليا و ملائكه و اهل عزلت و خلوت‌نشينان و مخدرات باشد و مريم مادر عيسى عليه السلام را نيز گفته‌اند .

عصيفره -

به فتح اول و فا و راى بىنقطه و ثانى به تحتانى رسيده به لغت اهل بغداد و موصل خيرى زرد باشد و آن را خيرى شيرازى گويند .

بيان دهم در عين بىنقطه با ضاد نقطه‌دار مشتمل بر سه لغت

عضات -

به فتح اول بر وزن نبات هر درخت خاردار را گويند مطلقا .

عضايت -

به فتح اول و تحتانى بر وزن امانت نوعى از سوسمار است و به عربى ضب خوانند سركين آن سفيدى كه در چشم افتاده باشد ببرد و آن را عضا هم مىگويند به حذف تحتانى و ها .

عضرس -

به كسر اول و راى قرشت بر وزن نقرس خطمى صحرايى را گويند و آن را به يونانى البا و به عربى شحم المرج خوانند طبيخ آن را اگر با سركه و زيت بر اعضا مالند منع مضرت گزندگان كند .

بيان يازدهم در عين بىنقطه با طاى بىنقطه مشتمل بر يازده لغت و كنايت

عطارد -

به ضم اول معروفست و آن كوكبى باشد كه به فارسى تير خوانند و آسمان دويم جاى اوست و سنبل رومى را نيز گويند و آن بيخى باشد به رنگ شبيه ماميران و به شكل مانند اسارون .

عطاى كبرا -

به ضم كاف كنايه از عمر صد و بيست سال باشد .

عطب -

به فتح اول و سكون ثانى و باى ابجد پنبه را گويند و آن را قطن خوانند دود آن زكام را نافع است .

عطر مثلثى -

كنايه از عطريست كه مركب از مشك و عنبر و خوش‌بوهاى ديگر باشد و به عربى غاليه گويند .

عطسه چاه -

كنايه از صدايى باشد كه از چاه برمىآيد به سبب بانك كردن در آن .

عطسه شب -

كنايه از صبح صادق باشد .

عطسه صبح -

كنايه از آفتاب عالمتاب است .

عطسه عنبرين -

كنايه از بوى خوش است خواه از گل باشد خواه از چيزهاى ديگر .

عطشان -

به فتح اول و ثانى و شين نقطه‌دار به الف كشيده و به نون زده نوعى از خار است كه آن را به تازى خس الكلب خوانند و به سكون ثانى عربان تشنه را گويند .

عطف گردن -

به كسر فا و فتح كاف فارسى كنايه از