بيان هفتم در عين بىنقطه با سين بىنقطه مشتمل بر پنج لغت و كنايت
عسالنج -
به فتح اول و ثانى به الف كشيده و لام مكسور به نون و جيم زده برگ درخت انگور است و آن را به عربى كف الكرم خوانند و به شيرازى پنجه زر گويند .
عسل داود -
با دال بىنقطه و واو و دال ديگر روغنى باشد كه از ساق درختى حاصل مىشود و طعم آن شيرين است و آن را به عربى دهن العسل و به يونانى اورمالى خوانند .
عسل طبرزد -
به فتح طاى حطى و باى ابجد و زاى هوّز و سكون را و دال بىنقطه شيرهء نبات را گويند .
عسل لبن -
به فتح لام و باى ابجد و سكون نون نوعى از صمغ باشد كه آن را مانند كندر بسوزانند و به عربى ميعه سايله خوانند .
عسلى -
به فتح اول و ثانى بر وزن كچلى پارچهء زردى باشد كه يهودان به جهت امتياز بر دوش جامه خود بدوزند و بعضى جامهاى را گويند كه مخصوص گبران و رنگى را نيز گويند كه بيشتر فقيران هند و گبران بدان رنگ جامه پوشند .
بيان هشتم در عين بىنقطه با شين نقطهدار مشتمل بر چهار لغت و كنايت
عشر -
به فتح اول و سكون ثانى و راى قرشت هر نباتى را گويند كه در وقت شكستن شاخ آن يا بركندن برگ آن شيرى از وى برآيد و نام رستنى هم هست كه ثمر و ميوهء آن را به عربى خرفع گويند كه كاويشه باشد و عصفر نيز خوانند و بعضى گويند نوعى از حرشف است كه كنگر باشد و كنگر ماست چيزيست مشهور و بعضى ديگر گويند درختى است كه آن را در هندوستان آك خوانند و به لغت اهل عمان سناى مكى باشد و به عربى عدد ده را گويند و هر ده آيت از قرآن را نيز خوانند .
عشر خوان -
كنايه از قارى قرآن است كه قرائت كننده و حافظ كلام اللّه باشد و كنايه از مردم معزول شده هم هست .
عشرق -
به ضم اول و سكون ثانى و راى بىنقطه مكسور به قاف زده تخمى است دوايى كه آن را به عربى بذر المرو و به فارسى تخم مرو گويند .
عشقه -
به فتح اول و قاف و كسر ثانى نوعى از لبلاب است به عربى و به فارسى عشق پيچان خوانند گويند لبن آن يعنى شير آن موى را بسترد و شپش را بكشد .
بيان نهم در عين بىنقطه با صاد بىنقطه مشتمل بر پنج لغت و كنايت
عصاب -
به ضم اول بر وزن گلاب به لغت بربرى دوايى است كه آن را شاهتره گويند و معرب آن