عباسيان -
اشاره به خلفاى عباسى باشد .
عبب -
به فتح اول و ثانى و سكون باى ابجد ميوه و ثمر كاكنج است كه عروس در پرده باشد و آن را عبعب نيز گويند .
عبرت پذيرفتن -
كنايه از پند گرفتن و نصيحت گوش كردن باشد .
عبرت شش روزه -
كنايه از آسمان و زمين و آنچه در ما بين آسمان و زمين و روى زمين است از مخلوقات و كنايه از آنچه در ميان آوريم و از ما به فعل آيد و كنايه به آنچه از حوادث به فعل مىآيد .
بيان سوم در عين بىنقطه با جيم مشتمل بر چهار لغت و كنايت
عجب روز -
با راى بىنقطه بر وزن نمك سود نام يكى از سازهاست كه مىنوازند و بعضى گويند از قسم مزامير است كه سازهاى نى باشد و بعضى صدا و آواز ساز نى را عجب رود گويند .
عجما -
به فتح اول و سكون ثانى و ميم به الف كشيده كسى را گويند كه به هيچ خيرى و شرى وانرسيده باشد و در عربى حيوان غير ذى عقل و زنى كه قادر به سخن كردن نباشد .
عجوز خشك پستان -
كنايه از دنياى بىوفا باشد و زنى را گويند كه هرگز نزاييده باشد .
عجوزهء فوتوت -
كنايه از دنياى كهن و عالم پرمحن باشد .
بيان چهارم در عين بىنقطه با دال بىنقطه مشتمل بر چهار لغت و كنايت
عدرنا -
به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت و نون به الف كشيده به معنى كندش است كه آن را به شيرازى چوبك اشنان خوانند و آذربويه همان است .
عدنگ -
بر وزن خدنگ مردم ابله و نامطبوع و نادان را گويند .
عده داربكر -
به كسر اول كنايه از شرابى است كه هنوز از آن نخورده باشند و خم شراب را نيز گويند .
عدهداران رزان -
كنايه از خمهايى باشد پر از شراب كه هنوز سر آنها را نگشوده باشند .
بيان پنجم در عين بىنقطه با ذال نقطهدار مشتمل بر سه لغت
عذبه -
به فتح اول و باى ابجد و سكون ثانى ميوه و ثمر چوب گز است كه آن را گز مارك و به عربى ثمرة الطرفا گويند و به فتح اول و ثانى رشته تازيانه و رشتهاى كه در ميان دستهء ترازو يعنى شاهين ترازو بندند و به هر دو معنى عربى است .
عذرا -
به ضم اول نام معشوقه وامق است و آن