تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦

عباسيان -

اشاره به خلفاى عباسى باشد .

عبب -

به فتح اول و ثانى و سكون باى ابجد ميوه و ثمر كاكنج است كه عروس در پرده باشد و آن را عبعب نيز گويند .

عبرت پذيرفتن -

كنايه از پند گرفتن و نصيحت گوش كردن باشد .

عبرت شش روزه -

كنايه از آسمان و زمين و آنچه در ما بين آسمان و زمين و روى زمين است از مخلوقات و كنايه از آنچه در ميان آوريم و از ما به فعل آيد و كنايه به آنچه از حوادث به فعل مىآيد .

بيان سوم در عين بىنقطه با جيم مشتمل بر چهار لغت و كنايت

عجب روز -

با راى بىنقطه بر وزن نمك سود نام يكى از سازهاست كه مىنوازند و بعضى گويند از قسم مزامير است كه سازهاى نى باشد و بعضى صدا و آواز ساز نى را عجب رود گويند .

عجما -

به فتح اول و سكون ثانى و ميم به الف كشيده كسى را گويند كه به هيچ خيرى و شرى وانرسيده باشد و در عربى حيوان غير ذى عقل و زنى كه قادر به سخن كردن نباشد .

عجوز خشك پستان -

كنايه از دنياى بىوفا باشد و زنى را گويند كه هرگز نزاييده باشد .

عجوزهء فوتوت -

كنايه از دنياى كهن و عالم پرمحن باشد .

بيان چهارم در عين بىنقطه با دال بىنقطه مشتمل بر چهار لغت و كنايت

عدرنا -

به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت و نون به الف كشيده به معنى كندش است كه آن را به شيرازى چوبك اشنان خوانند و آذربويه همان است .

عدنگ -

بر وزن خدنگ مردم ابله و نامطبوع و نادان را گويند .

عده داربكر -

به كسر اول كنايه از شرابى است كه هنوز از آن نخورده باشند و خم شراب را نيز گويند .

عده‌داران رزان -

كنايه از خمهايى باشد پر از شراب كه هنوز سر آنها را نگشوده باشند .

بيان پنجم در عين بىنقطه با ذال نقطه‌دار مشتمل بر سه لغت

عذبه -

به فتح اول و باى ابجد و سكون ثانى ميوه و ثمر چوب گز است كه آن را گز مارك و به عربى ثمرة الطرفا گويند و به فتح اول و ثانى رشته تازيانه و رشته‌اى كه در ميان دستهء ترازو يعنى شاهين ترازو بندند و به هر دو معنى عربى است .

عذرا -

به ضم اول نام معشوقه وامق است و آن