تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
خس الكلب و مشط الراعى خوانند گويند اگر قدرى از گل آن بكوبند و در شير مالند شير بسته گردد و اگر بجوشانند و بر موضعى كه خواهند قطع كردن ضماد كنند بىحس گرداند .

طوط -

بر وزن لوط به معنى پنبه باشد كه به عربى قطن گويند و مرد دراز قد را نيز گفته‌اند در عربى .

طوطاق اغريوس -

با طاى حطى به الف كشيده و به قاف زده و فتح همزه و كسر راى قرشت و تحتانى به واو كشيده و به سين بىنقطه زده لغتى است يونانى و معنى آن به عربى حماض البرى است و آن رستنى باشد كه حماض البقر و سلق‌برى هم مىگويند و آن را حماض اغريون هم خوانند كه به جاى سين نون باشد .

طوطك -

بر وزن خوبك نام مرغى است مشهور به طوطى .

طوطيانوش -

نام دبير اسكندر بود و او را در لشكر پادشاه زنگ به قتل آوردند و خون او را خوردند .

طوطيانيوش -

به زيادتى تحتانى بعد از نون همان طوطيانوش است كه دبير و منشى سكندر باشد .

طوطى صحرا -

كنايه از سبزهء صحرا است .

طوف -

بر وزن صوف زنى را گويند كه به غايت پير و كهنه شده باشد .

طوفريوس -

به ضم اول و فتح فا و سكون راى قرشت و تحتانى به واو كشيده و به سين بىنقطه زده به يونانى نوعى از كمادريوس است و آن گياهى باشد سبز رنگ بسيار تلخ و به شيرازى زبان داروى تلخ گويند .

طوق بهار -

به كسر قاف قوس قزح را گويند .

طوقدار -

بر وزن شرمسار كنايه از پسر امرد مخطط باشد و به معنى بنده و اسير و گرفتار هم هست و قمرى را نيز گويند .

طوق عنبر -

به كسر قاف كنايه از نودميدگى خط خوبان باشد .

طوق ماه -

به معنى هاله و خرمن ماه است و آن دايره‌اى باشد كه در بعضى از شبها از بخار بر دور ماه به هم مىرسد .

طوليدون -

به ضم اول و لام به تحتانى رسيده و دال بىنقطه به واو كشيده و به نون زده به يونانى دوايى است كه به فارسى روباه تربك و به عربى عنب الثعلب خوانند .

طونسلس -

به ضم اول و نون و سكون سين بىنقطه و لام مضموم به سين بىنقطه زده به يونانى گياهى است خوشبوى كه آن را به فارسى كاه مكه و به عربى اذخر خوانند .

بيان يازدهم در طاى بىنقطه با ها مشتمل بر سه لغت

طهف -

به فتح اول بر وزن نجف در عربى به معنى ذرت باشد و آن نوعى از غله است و بعضى گويند طعامى است كه از ذرت پزند .

طهماسب -

نام يكى از پادشاهان ايران بوده گويند هفت سال خراج تمام ايران را بخشيد و پنجاه سال پادشاهى كرد .

طهمورث -

نام پادشاهى بود از نبيره‌هاى هوشنگ گويند ابليس را مركوب ساخته بود و سوار مىشد و مدت پادشاهى او را بعضى سى سال و بعضى هزار سال نوشته‌اند .

بيان دوازدهم در طاى بىنقطه با ياى حطى مشتمل بر هيجده لغت و كنايت