بيان دويم در صاد بىنقطه با باى ابجد مشتمل بر سيزده لغت و كنايت
صباحكنان -
كنايه از صباح الخير گويان است يعنى مردمانى كه به صباح الخير گفتن عادت كرده باشند .
صبار -
به ضم اول و ثانى به الف كشيده و به راى قرشت زده خرماى هندى را گويند كه تمر هندى باشد و به فتح اول در عربى سنگ سخت باشد .
صباغ تنكار -
كنايه از ماه است كه قمر باشد .
صباغ جواهر -
كنايه از آفتاب عالمتاب است .
صبح دل -
به سكون حاى بىنقطه مردم صاف دل و روشن ضمير و متقى و پرهيزكار باشد .
صبح راست -
كنايه از صبح صادق است كه صبح دويم باشد .
صبح راست خانه -
به معنى صبح راست است كه كنايه از صبح صادق باشد و به جاى نون ميم هم به نظر آمده است كه راست خامه باشد .
صبح روان -
كنايه از جوانان است كه نقيض پيران باشد و مسافران را نيز گويند .
صبح ملمع نقاب -
كنايه از صبح كاذب است كه صبح اول باشد .
صبح نخشك -
به معنى صبح ملمع نقاب است كه كنايه از صبح كاذب باشد .
صبحنشينان -
كنايه از صبحخيزان است كه مردمان عابد سحرخيز باشد .
صبوره -
بر وزن تنوره حيز و مخنث و پشتپايى و پليد را گويند .
صبى -
به فتح اول و ثانى به تحتانى رسيده گياهى است كه آن را سنا گويند و بهترين آن مكى است و بعضى گويند عصارهء سنا است و در اختيارات عصارهء اشنان نوشتهاند و در عربى طفل را گويند .
بيان سيم در صاد بىنقطه با حاى بىنقطه مشتمل بر نه لغت و كنايت
صحراى سيم -
به كسر سين بىنقطه و سكون تحتانى و ميم كنايه از صبح صادق است كه صبح دويم باشد .
صحراى قدسى -
كنايه از عالم لاهوت است كه ملكوت سموات باشد .
صحنات -
با نون بر وزن هيهات نوعى از طعام و خورشى است در لار كه ماهيابه گويند و آن را از ماهى اشنه پزند .
صحن دو رنگ -
كنايه از دنيا و عالم سفلى است .
صحن سيم -
به كسر سين بىنقطه و سكون تحتانى و ميم كنايه از صفحهء كاغذ سفيد باشد و كنايه از قرص ماه نيز هست .
صحن عظيم -
كنايه از سطح ارض و روى زمين باشد .
صحن وسيع -
به معنى صحن عظيم است كه كنايه از روى زمين و سطح ارض باشد .
صحيفهء تيغ سحر -
كنايه از روشنايى صبح كاذب است كه صبح اول باشد .
صحيفهء زر -
كنايه از آفتاب عالمتاب و رخ زرد و برگهاى خزان ديده و رخساره عاشق باشد .