تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠

بيان دويم در صاد بىنقطه با باى ابجد مشتمل بر سيزده لغت و كنايت

صباح‌كنان -

كنايه از صباح الخير گويان است يعنى مردمانى كه به صباح الخير گفتن عادت كرده باشند .

صبار -

به ضم اول و ثانى به الف كشيده و به راى قرشت زده خرماى هندى را گويند كه تمر هندى باشد و به فتح اول در عربى سنگ سخت باشد .

صباغ تنكار -

كنايه از ماه است كه قمر باشد .

صباغ جواهر -

كنايه از آفتاب عالمتاب است .

صبح دل -

به سكون حاى بىنقطه مردم صاف دل و روشن ضمير و متقى و پرهيزكار باشد .

صبح راست -

كنايه از صبح صادق است كه صبح دويم باشد .

صبح راست خانه -

به معنى صبح راست است كه كنايه از صبح صادق باشد و به جاى نون ميم هم به نظر آمده است كه راست خامه باشد .

صبح روان -

كنايه از جوانان است كه نقيض پيران باشد و مسافران را نيز گويند .

صبح ملمع نقاب -

كنايه از صبح كاذب است كه صبح اول باشد .

صبح نخشك -

به معنى صبح ملمع نقاب است كه كنايه از صبح كاذب باشد .

صبح‌نشينان -

كنايه از صبح‌خيزان است كه مردمان عابد سحرخيز باشد .

صبوره -

بر وزن تنوره حيز و مخنث و پشت‌پايى و پليد را گويند .

صبى -

به فتح اول و ثانى به تحتانى رسيده گياهى است كه آن را سنا گويند و بهترين آن مكى است و بعضى گويند عصارهء سنا است و در اختيارات عصارهء اشنان نوشته‌اند و در عربى طفل را گويند .

بيان سيم در صاد بىنقطه با حاى بىنقطه مشتمل بر نه لغت و كنايت

صحراى سيم -

به كسر سين بىنقطه و سكون تحتانى و ميم كنايه از صبح صادق است كه صبح دويم باشد .

صحراى قدسى -

كنايه از عالم لاهوت است كه ملكوت سموات باشد .

صحنات -

با نون بر وزن هيهات نوعى از طعام و خورشى است در لار كه ماهيابه گويند و آن را از ماهى اشنه پزند .

صحن دو رنگ -

كنايه از دنيا و عالم سفلى است .

صحن سيم -

به كسر سين بىنقطه و سكون تحتانى و ميم كنايه از صفحهء كاغذ سفيد باشد و كنايه از قرص ماه نيز هست .

صحن عظيم -

كنايه از سطح ارض و روى زمين باشد .

صحن وسيع -

به معنى صحن عظيم است كه كنايه از روى زمين و سطح ارض باشد .

صحيفهء تيغ سحر -

كنايه از روشنايى صبح كاذب است كه صبح اول باشد .

صحيفهء زر -

كنايه از آفتاب عالمتاب و رخ زرد و برگهاى خزان ديده و رخساره عاشق باشد .