گفتار پانزدهم از كتاب برهان قاطع در حرف صاد بىنقطه با حروف تهجى مبتنى بر ده بيان و محتوى بر هفتاد و هفت لغت و كنايت و يك انجام كه آن هم مشتمل است بر هشت لغت كه اول آنها ضاد نقطهدار باشد
بيان اول در صاد بىنقطه با الف مشتمل بر هيجده لغت و كنايت
صاب -
به سكون باى ابجد هر نباتى را گويند كه آن را شيرى باشد يعنى در وقت بريدن و شكستن از آن چيزى برآيد سفيد مانند شير و به صفاهانى سبب را كه تفاح باشد صاب خوانند و در عربى حنظل را گويند .
صابوته -
با ثالث به واو رسيده و فتح فوقانى زن پير هفتاد ساله را گويند .
صابون -
با ثالث به واو كشيده و به نون زده معروف است و آن چيزى باشد كه بدان جامه و امثال آن شويند و مسهل خام است .
صاحب -
با حاى بىنقطه بر وزن كاتب وزير را گويند و به معنى خداوند هم آمده است و عربى است .
صاحب افسر كردن -
كنايه از حضرت عيسى عليه السلام است .
صاحب امضا -
به كسر همزه و سكون ميم و ضاد نقطهدار به الف كشيده كنايه از وزير و نويسندگان باشد .
صاحب جوزا -
كوكب عطارد را گويند چه برج جوزا خانه اوست .
صاحب خاطران -
كنايه از شاعران و اهل سخن و خوش طبعان باشد .
صاحب خبر -
با باى ابجد بر وزن صاحب نظر كنايه از حاجبان و نقيبان و معرفان و ايلچيان باشد .
صاحب خطران -
كنايه از ملوك و سلاطين و امرا و مشاهير باشد .
صاحب راى -
به معنى وزير است چه راى در اصطلاح وزير را گويند و كنايه از شيخ بو على هم هست به اعتبار اين كه وزير فخر الدوله پادشاه رى بوده .
صاحب سفران افلاك -
كنايه از سبعهء سياره است كه زحل و مشترى و مريخ و آفتاب و زهره و عطارد و ماه باشد .
صاحب سنگ -
كنايه از مردم با وقار و صاحب قدر و تمكين باشد و كنايه از غيبت كننده و طعنه زننده هم هست .
صاحب صابى -
با باى ابجد كنايه از عيسى ( ع ) است و نام مردى بوده صاحب فطرت و فطانت عالى داشته و ستاره پرستى را او به هم رسانيده است .
صاحب عين دبران -
كنايه از برج ثور است كه برج دويم باشد از جمله دوازده برج فلك .
صاحب كف بيضا -
كنايه از حضرت موسى عليه السلام است .
صاره -
به فتح راى قرشت به زبان اندلس گلى است كه آن را به فارسى فيلگوش خوانند و به عربى لوف الصغير گويند .
صاع زر يوسف -
كنايه از آفتاب جهانتاب است .