تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩

گفتار پانزدهم از كتاب برهان قاطع در حرف صاد بىنقطه با حروف تهجى مبتنى بر ده بيان و محتوى بر هفتاد و هفت لغت و كنايت و يك انجام كه آن هم مشتمل است بر هشت لغت كه اول آنها ضاد نقطه‌دار باشد

بيان اول در صاد بىنقطه با الف مشتمل بر هيجده لغت و كنايت

صاب -

به سكون باى ابجد هر نباتى را گويند كه آن را شيرى باشد يعنى در وقت بريدن و شكستن از آن چيزى برآيد سفيد مانند شير و به صفاهانى سبب را كه تفاح باشد صاب خوانند و در عربى حنظل را گويند .

صابوته -

با ثالث به واو رسيده و فتح فوقانى زن پير هفتاد ساله را گويند .

صابون -

با ثالث به واو كشيده و به نون زده معروف است و آن چيزى باشد كه بدان جامه و امثال آن شويند و مسهل خام است .

صاحب -

با حاى بىنقطه بر وزن كاتب وزير را گويند و به معنى خداوند هم آمده است و عربى است .

صاحب افسر كردن -

كنايه از حضرت عيسى عليه السلام است .

صاحب امضا -

به كسر همزه و سكون ميم و ضاد نقطه‌دار به الف كشيده كنايه از وزير و نويسندگان باشد .

صاحب جوزا -

كوكب عطارد را گويند چه برج جوزا خانه اوست .

صاحب خاطران -

كنايه از شاعران و اهل سخن و خوش طبعان باشد .

صاحب خبر -

با باى ابجد بر وزن صاحب نظر كنايه از حاجبان و نقيبان و معرفان و ايلچيان باشد .

صاحب خطران -

كنايه از ملوك و سلاطين و امرا و مشاهير باشد .

صاحب راى -

به معنى وزير است چه راى در اصطلاح وزير را گويند و كنايه از شيخ بو على هم هست به اعتبار اين كه وزير فخر الدوله پادشاه رى بوده .

صاحب سفران افلاك -

كنايه از سبعهء سياره است كه زحل و مشترى و مريخ و آفتاب و زهره و عطارد و ماه باشد .

صاحب سنگ -

كنايه از مردم با وقار و صاحب قدر و تمكين باشد و كنايه از غيبت كننده و طعنه زننده هم هست .

صاحب صابى -

با باى ابجد كنايه از عيسى ( ع ) است و نام مردى بوده صاحب فطرت و فطانت عالى داشته و ستاره پرستى را او به هم رسانيده است .

صاحب عين دبران -

كنايه از برج ثور است كه برج دويم باشد از جمله دوازده برج فلك .

صاحب كف بيضا -

كنايه از حضرت موسى عليه السلام است .

صاره -

به فتح راى قرشت به زبان اندلس گلى است كه آن را به فارسى فيل‌گوش خوانند و به عربى لوف الصغير گويند .

صاع زر يوسف -

كنايه از آفتاب جهانتاب است .