تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣

بيان نهم در صاد بىنقطه با واو مشتمل بر پنج لغت و كنايت

صور آه -

به ضم اول و كسر راى قرشت كنايه از فرياد و نعره و آواز بلند دردناك باشد .

صور صبح‌گاهى -

كنايه از آه و ناله و فرياد و فغان صبح‌گاهى باشد .

صور نيم‌شبى -

كنايه از آه و ناله و فرياد و فغان نيم‌شبى باشد .

صوطله -

به ضم اول و فتح طاى حطى و لام نوعى از ملق باشد و بعضى گويند چغندرى است زرد رنگ به سفيدى مايل نه به سرخى اگر آب برگ آن را بر شراب ريزند بعد از دو ساعت سركه گردد و اگر بر سركه ريزند بعد از دو ساعت شراب شود .

صومعه‌داران فلك -

كنايه از ملايكه مقربين باشد .

بيان دهم در صاد بىنقطه با ياى حطى مشتمل بر دو لغت و كنايت

صيقل مس آفرينش -

كنايه از آفتاب عالمتاب است و صيقل مسير آفرينش و صيقل مصر آفرينش هم به نظر آمده است اللّه اعلم .

صيمگان -

با كاف فارسى بر وزن نيم جان نام ولايتى است از ملك فارس .

انجام در صاد نقطه‌دار با حروف تهجى مشتمل بر هشت لغت

ضال -

به تخفيف لام بر وزن شال ميوه‌ايست سرخ رنگ شبيه به عناب و آن را به فارسى كنار خوانند به ضم كاف و به عربى ثمرة السدر خوانند و در هندوستان بير گويند و به تشديد لام در عربى به معنى گمراه باشد به ضم كاف فارسى .

ضجاج -

به كسر اول و جيم به الف كشيده به جيم ديگر زده نوعى از صمغ است و آن سفيد مىباشد و به جاى صابون كار فرمايند و جامه و چيزهاى ديگر بدان شويند و در عربى به معنى بدى كردن باشد و به فتح اول هر درختى را گويند كه دد و دام آن را ببويند و در عربى به معنى بانگ و فرياد كردن باشد .

ضرب -

به فتح اول و سكون راى قرشت و باى ابجد سيخول را گويند كه خارپشت تيرانداز باشد يعنى خارهاى خود را چون تير اندازد و در عربى به معنى زدن باشد .

ضرع -

به فتح اول و سكون را و عين بىنقطه به معنى پستان است و آن چيزى باشد از انسان و حيوانات ديگر كه شير از آن دوشند گويند عربى است و به فتح اول و ثانى هم در عربى لاغر و ضعيف را گويند .

ضرم -

به فتح اول و سكون راى قرشت و ميم نام
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 603 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )