باشد و آن را زوان شلمك نيز گويند و در ميان گندم رويد .
شيلونه -
بر وزن ميمونه لاكپشت و سنگپشت را گويند .
شيم -
بر وزن سيم نام رودخانهاى است كه منبع آن از كوههاى ديلمان است و به جانب گيلان مىرود و نام نوعى از ماهى كوچك فلوسدار باشد كه بر پشت نقطههاى سياه دارد و به عربى زجره خوانند و بعضى ماهى را گويند كه يونس عليه السلام را فرو برده بود و كلمهء تعظيم نيز هست مانند شيخ و خواجه و امثال آن .
شيمه -
با ثانى مجهول بر وزن هيمه نام نوعى از انگور است و عرب عنب خوانند .
شين -
بر وزن سين مخفف نشين است كه امر به نشستن باشد و حرفى بود از حروف تهجى و از مآت ثلاثه است كه سيصد باشد .
شيناب -
با نون بر وزن بىتاب به معنى شنا و آبورزى باشد .
شينيز -
به فتح اول و كسر نون بر وزن شبديز به معنى شونيز است كه سياه دانه باشد و آن تخمى است كه بر روى خمير نان پاشند و به عربى حبة السودا خوانند .
شيو -
با ثانى مجهول بر وزن ديو كمان تير اندازى را گويند و به معنى شيب هم آمده است كه نقيض بالا باشد .
شيوا -
با ثانى مجهول و واو به الف كشيده به معنى فصيح و بليغ باشد .
شيوا زبان -
به معنى فصيح زبان كه بليغ بيان باشد .
شيوان -
بر وزن ديوان به معنى آميخته و بر هم زده و لرزان باشد .
شيوانيدن -
بر وزن پيچانيدن به معنى آميختن و بر هم زدن باشد عموما و آرد گندم و مانند آن را در آب و امثال آن آميختن را گويند خصوصا و به معنى لرزانيدن هم آمده است .
شيوشه -
به ضم اول و ثانى و فتح شين نقطهدار شوشه طلا و نقره را گويند و ان طلا و نقره گداخته است كه در ناوچهء آهنين ريزند و دنبالهء خربزه و هندوانه را نيز گويند .
شيوم -
به فتح واو بر وزن بيغم يعنى بر همزده گردم و آميخته شوم و بياميزم و بلرزم و لرزان گردم .
شيون -
با ثانى مجهول بر وزن بىجن ناله و افغانى را گويند كه در هنگام محنت و مصيبت كنند .
شيونده -
بر وزن زيبنده به معنى آميخته و بر هم زده و لرزان باشد .
شيوه -
با ثانى مجهول بر وزن ميوه به معنى ناز و كرشمه و طور و عمل و طرز و روش و قاعده و قانون باشد و به معنى هنر و كمال هم هست و خويشتن نمودن و خودنمايى و زيبايى و خوبى و نيكويى كردن را نيز گويند .
شيهه -
به كسر اول و سكون ثانى و فتح ها آواز و صداى اسب را گويند و به عربى صهيل خوانند .