تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
مضطرب گشتن و بىقرار شدن باشد .

شكيب -

بر وزن نهيب صبر و آرام و تحمل باشد .

شكيبا -

به كسر اول و ثانى به تحتانى رسيده و ثالث به الف كشيده به معنى صبر و تحمل كننده و صبور و متحمل و آرام گيرنده باشد .

شكيبايى -

به معنى آرام گيرندگى و صبر و تحمل‌كنندگى باشد .

شكيبائيدن -

به معنى صبر كردن و تحمل نمودن و قرار گرفتن باشد .

شكيبنده -

به كسر اول بر وزن فريبنده به معنى صبر و تحمل‌كننده باشد .

شكيبيدن -

بر وزن فريبيدن به معنى صبر كردن و تحمل نمودن و قرار و آرام گرفتن باشد .

شكير -

به فتح اول بر وزن فطير شفترنگ است و آن ميوه‌اى باشد شبيه به شفتالو .

شكيش -

به فتح اول بر وزن كشيش جوالى باشد كه از دوخ سازند و آن گياهى است كه از آن حصير بافند .

شكيفت -

به كسر اول و تحتانى مجهول به معنى عجب و تعجب باشد و به معنى صبر و قرار و آرام هم هست و ماضى شكيفتن باشد يعنى صبر كرد و آرام گرفت .

شكيل -

به كسر اول بر وزن سبيل به معنى چدار است و آن ريسمانى باشد كه بر پاى اسب و استر بدخصلت بندند و به معنى مكر و فريب و حيله هم گفته‌اند .

شكينه -

بر وزن سفينه ظرف دراز و خمى باشد كه غله در آن كنند .

بيان هفدهم در شين نقطه‌دار با كاف فارسى مشتمل بر پانزده لغت

شگا -

به فتح اول بر وزن جفا تركش و كيش و تيردان باشد و به عربى جعبه خوانند و به ضم اول نيز گفته‌اند .

شگاد -

به فتح اول بر وزن سواد نام برادر رستم زال باشد و به كسر اول هم گفته‌اند .

شگار -

به فتح اول بر وزن بهار به معنى شغال باشد و آن جانورى است معروف و به ضم اول به معنى زغال و انگشت باشد و به كسر اول چيزى خوردن را گويند .

شگال -

به فتح اول بر وزن و معنى شغال است و آن جانورى است معروف گويند در زمان انوشيروان پيدا شد و به ضم اول به معنى زغال و انگشت باشد و به معنى نشخار هم آمده است و آن كاه و دانه نيم خاييده است كه شتر و گوسفند و گاو از حلق برآورند و بجاوند و به كسر اول شكاف و سوراخهاى عميق را گويند كه در زمين به سبب صدمهء سيلاب به هم رسيده باشد و چدارى كه بر دست و پاى اسبان نهند .

شگاله -

به فتح اول بر وزن حواله به معنى تمام و همه باشد .

شگاليو -

به ضم اول و سكون رابع و تحتانى به واو رسيده هر چيز را گويند كه بر روى اخگر آتش پزند از نان و گوشت و غير آن .

شگاوند -

بر وزن دماوند نام كوهى است نزديك به سيستان و معرب آن سجاوند باشد .

شگاه -

به فتح اول بر وزن پناه كيش و تركش و تيردان را گويند و به عربى جعبه خوانند .

شگپوى -

با باى فارسى بر وزن بدخوى آواز پاى را گويند كه آهسته روند در شب و به اين معنى به جاى كاف لام و ياى حطى هر دو آمده است كه شلپوى و شيپوى باشد .

شگرد -

به كسر اول و فتح ثانى و ثالث بر وزن نكرد يعنى چيزى بخورد و شكار بكند و بشكند .

شگرف -

به كسر اول و فتح ثانى و سكون راى قرشت و فا به معنى نيكو و زيبا و لطيف و محتشم و بزرگ و قوى و سطبر و صاحب شكوه و حشمت باشد و به معنى شگفت هم هست و به معنى