تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
به الف كشيده و به نون و كاف زده نفسى باشد با صدا كه در هنگام خواب يا در وقت دويدن از بينى برمىآيد .

سونخ -

به فتح ثالث بر وزن دوزخ نام شهرى و مدينه‌اى است .

سونش -

به كسر نون بر وزن سوزش ريزگى فلزات را گويند كه از دم سوهان ريزد و به عربى براده خوانند .

سوهن -

با هاى هوز بر وزن سوزن مخفف سوهان است .

سوى پاديدن -

كنايه از شرمنده و خجل شدن باشد .

سوى زن -

به فتح زاى نقطه‌دار و سكون نون به معنى سوزن باشد كه بدان چيزها دوزند .

سويس -

به فتح اول و ثالث مجهول بر وزن خسيس به معنى آگاه نبودن است كه به عربى غفلت خوانند .

سويست -

با ثالث مجهول و فوقانى ساكن به معنى سويس باشد كه آگاه نبودن و غفلت است .

سويسه -

با ثالث مجهول بر وزن هريسه به معنى قوس قزح باشد .

سوين -

بر وزن زمين ديگ و طبق و كاسه و كوزه و امثال آن باشد مطلقا و به عربى ظرف و انا گويند و آبدان سگ را نيز گفته‌اند يعنى ظرفى كه سگ در آن آب خورد .

بيان بيست و سوم در سين بىنقطه با ها مشتمل بر سى و شش لغت و كنايت

سه اسبه -

به كسر اول و فتح باى ابجد كنايه از تعجيل و شتاب است و كسى را نيز گويند كه در كارها تعجيل و شتاب كند و سبب اين آن است كه چون شخصى خواهد كه به تعجيل و زود به جايى رود سه اسب همراه مىبرد تا هر كدام كه مانده شود ديگرى را سوار شود .

سهاله -

بر وزن نخاله خورده و ريزه و سونش طلا و نقره را گويند .

سه ايوان دماغ -

كنايه از محل فكر و محل خيال و محل حفظ باشد .

سه پرك -

به فتح باى فارسى و راى بىنقطه و سكون كاف خطى چند باشد كه قماربازان به جهت قماربازى بر زمين كشند .

سه پره -

به فتح باى فارسى و راى قرشت به معنى سه پرك است و آن خطى چند باشد كه به جهت قمار باختن بر زمين كشند .

سه تا -

با فوقانى به الف كشيده طنبورى را گويند كه به آن سه تار بسته باشند .

سه جاده -

با جيم به الف كشيده و فتح دال به معنى ابعاد ثلثه است كه طول و عرض و عمق باشد و به اصطلاح سالكان اشاره به حقيقت و طريقت و شريعت است .

سه خوان -

با واو معدوله و سكون نون جماعتى را گويند كه ايشان قايل به ثالث ثلاثه‌اند و آنها نوعى از نصارى باشند كه ذات واجب را سه مىدانند خدا و مريم و عيسى .

سه خواهران -

كنايه از بنات باشد و آن سه ستاره است پهلوى هم از جمله هفت ستاره بنات النعش كه آن را هفت اورنگ و دب اكبر نيز گويند و چهار ديگر كه به صورت كرسى است نعش خوانند .

سه دختر -

به ضم دال ابجد به معنى سه خواهران است كه كنايه از سه ستاره بنات باشد از بنات النعش .

سه درك -

به فتح دال بر وزن و معنى سه پرك است و آن خطى باشد كه به جهت قماربازى بر زمين كشند .

سه دورى -

با ثالث به واو رسيده و راى بىنقطه به تحتانى كشيده به معنى سه جاده است كه طول و عرض و عمق باشد و به عربى ابعاد ثلثه گويند .

سه دير -

به فتح ثالث و سكون تحتانى و راى قرشت عمارتى بوده مشتمل بر سه گنبد كه
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 539 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )