به الف كشيده و به نون و كاف زده نفسى باشد با صدا كه در هنگام خواب يا در وقت دويدن از بينى برمىآيد .
سونخ -
به فتح ثالث بر وزن دوزخ نام شهرى و مدينهاى است .
سونش -
به كسر نون بر وزن سوزش ريزگى فلزات را گويند كه از دم سوهان ريزد و به عربى براده خوانند .
سوهن -
با هاى هوز بر وزن سوزن مخفف سوهان است .
سوى پاديدن -
كنايه از شرمنده و خجل شدن باشد .
سوى زن -
به فتح زاى نقطهدار و سكون نون به معنى سوزن باشد كه بدان چيزها دوزند .
سويس -
به فتح اول و ثالث مجهول بر وزن خسيس به معنى آگاه نبودن است كه به عربى غفلت خوانند .
سويست -
با ثالث مجهول و فوقانى ساكن به معنى سويس باشد كه آگاه نبودن و غفلت است .
سويسه -
با ثالث مجهول بر وزن هريسه به معنى قوس قزح باشد .
سوين -
بر وزن زمين ديگ و طبق و كاسه و كوزه و امثال آن باشد مطلقا و به عربى ظرف و انا گويند و آبدان سگ را نيز گفتهاند يعنى ظرفى كه سگ در آن آب خورد .
بيان بيست و سوم در سين بىنقطه با ها مشتمل بر سى و شش لغت و كنايت
سه اسبه -
به كسر اول و فتح باى ابجد كنايه از تعجيل و شتاب است و كسى را نيز گويند كه در كارها تعجيل و شتاب كند و سبب اين آن است كه چون شخصى خواهد كه به تعجيل و زود به جايى رود سه اسب همراه مىبرد تا هر كدام كه مانده شود ديگرى را سوار شود .
سهاله -
بر وزن نخاله خورده و ريزه و سونش طلا و نقره را گويند .
سه ايوان دماغ -
كنايه از محل فكر و محل خيال و محل حفظ باشد .
سه پرك -
به فتح باى فارسى و راى بىنقطه و سكون كاف خطى چند باشد كه قماربازان به جهت قماربازى بر زمين كشند .
سه پره -
به فتح باى فارسى و راى قرشت به معنى سه پرك است و آن خطى چند باشد كه به جهت قمار باختن بر زمين كشند .
سه تا -
با فوقانى به الف كشيده طنبورى را گويند كه به آن سه تار بسته باشند .
سه جاده -
با جيم به الف كشيده و فتح دال به معنى ابعاد ثلثه است كه طول و عرض و عمق باشد و به اصطلاح سالكان اشاره به حقيقت و طريقت و شريعت است .
سه خوان -
با واو معدوله و سكون نون جماعتى را گويند كه ايشان قايل به ثالث ثلاثهاند و آنها نوعى از نصارى باشند كه ذات واجب را سه مىدانند خدا و مريم و عيسى .
سه خواهران -
كنايه از بنات باشد و آن سه ستاره است پهلوى هم از جمله هفت ستاره بنات النعش كه آن را هفت اورنگ و دب اكبر نيز گويند و چهار ديگر كه به صورت كرسى است نعش خوانند .
سه دختر -
به ضم دال ابجد به معنى سه خواهران است كه كنايه از سه ستاره بنات باشد از بنات النعش .
سه درك -
به فتح دال بر وزن و معنى سه پرك است و آن خطى باشد كه به جهت قماربازى بر زمين كشند .
سه دورى -
با ثالث به واو رسيده و راى بىنقطه به تحتانى كشيده به معنى سه جاده است كه طول و عرض و عمق باشد و به عربى ابعاد ثلثه گويند .
سه دير -
به فتح ثالث و سكون تحتانى و راى قرشت عمارتى بوده مشتمل بر سه گنبد كه