تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤

بيان دوم در زاى فارسى با خاى نقطه‌دار مشتمل بر دو لغت

ژخ -

به فتح اول و سكون ثانى مخفف آژخ است و آن دانه‌اى باشد سخت و بىدرد كه در اعضاى آدمى به هم مىرسد و آن را به عربى ثؤلول خوانند و آواز حزين و آهسته و صداى زارى و ناله را نيز گويند .

ژخار -

به كسر اول بر وزن شكار بانگ و نعره را گويند و به معنى سختنى نيز آمده است .

بيان سوم در زاى فارسى با دال ابجد مشتمل بر سه لغت

ژد -

به فتح اول و سكون ثانى مطلق صمغ را گويند و آن چيزى است چسبنده كه از ساق درخت برمىآيد .

ژدوار -

به فتح اول بر وزن و معنى جدوار است كه ماه پروين باشد و آن دوايى است مشهور و به ضم اول نيز گفته‌اند و جدوار معرب آنست .

ژده -

به كسر اول و فتح ثانى مخفف آژده است كه سوزن زدن و آژينه به سنگ آسيا زدن باشد .

بيان چهارم در زاى فارسى با راى بىنقطه مشتمل بر چهار لغت

ژرد -

بر وزن زرد به معنى بسيار خوردن و پرخورى باشد .

ژرف -

بر وزن حرف به معنى عميق است مطلقا خواه دريا باشد و خواه چاه و خواه رودخانه و حوض و امثال آن و كنايه از احتياط نمودن و نظر به دقت كردن و باريك‌بينى و فكر دقيق نمودن هم هست و به عربى غور گويند .

ژرفا -

با فا به الف كشيده به معنى عمق و عمقيت و عميق بودن باشد .

ژرفى -

با فاى به تحتانى رسيده فكر عميق و احتياط كردن و باريك‌بينى باشد و به معنى احتياط كننده هم هست و عمقيت هر چيز را نيز گويند .

بيان پنجم در زاى فارسى با غين نقطه‌دار مشتمل بر شش لغت

ژغار -

به فتح اول بر وزن تغار گياهى باشد كه بدان جامه رنگ كنند و به معنى سختى هم آمده است كه نقيض سستى باشد و آواز بلند و فرياد سهمناك را نيز گويند .