تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
آب زده را گويند .

ژون -

بر وزن نون به معنى بت باشد و به عربى صنم خوانند .

ژوهيدن -

با ثانى مجهول بر وزن شوريدن چكيدن آب را گويند از سقف خانه به سبب باران باريدن .

بيان دهم در زاى فارسى با ياى حطى مشتمل بر هفت لغت

ژى -

به كسر اول و سكون ثانى آبگير و آبدان و شمر و جايى كه آب در آن جمع شده باشد و نام قريه‌ايست از صفهان و در آنجا بنك خوب حاصل مىشود .

ژيان -

به كسر اول بر وزن ميان تند و خشمناك و قهرآلود و درنده را گويند از انسان و هر يك از حيوانات ديگر از چرنده و پرنده و درنده كه در ايشان صفت غضب و خشمناكى باشد .

ژير -

به كسر اول بر وزن شير به معنى آژير است كه آبگير و تالاب و كوى باشد كه آب و غيره در آن جمع شود .

ژيره -

بر وزن و معنى زيره است كه به عربى كمون خوانند و بهترين آن كرمانى باشد .

ژيژ -

به كسر اول و سكون ثانى و زاى فارسى به معنى مردار و پلشت و نجس باشد .

ژيك -

به كسر اول و سكون ثانى و كاف قطره باران را گويند و به معنى خارپشت هم آمده است ليكن اشاره به حركتش نشده .

ژيوه -

بر وزن و معنى جيوه است كه سيماب باشد و معرب آن زيبق است و به عربى فرار بر وزن كرار خوانند .