تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦

ژكور -

به فتح اول بر وزن صبور به معنى بخيل و خسيس و سفله و پيچيده و گرفته باشد و دزد و قطاع الطريق را نيز گويند .

ژكيدن -

به فتح اول بر وزن رسيدن آهسته سخن گفتن باشد در زير لب از روى خشم و قهر و غضب و به ضم اول هم آمده است .

بيان هشتم در زاى فارسى با نون مشتمل بر هشت لغت

ژند -

به فتح اول بر وزن چند به معنى ياوه باشد و ژندژند به معنى پاره پاره و به معنى خرقه و كهنه هم آمده است و آتش‌زنه و چخماق را نيز گويند و نام كتاب زردشت است كه به زند اشتهار دارد .

ژنده -

بر وزن خنده به معنى ژند است كه خرقه و پاره و كهنه باشد و هر چيز بزرگ و عظيم و مهيب را نيز گويند همچو ژنده‌پيل يعنى فيل بزرگ .

ژنگ -

به فتح اول بر وزن رنگ كتاب مانى نقاش است و آن مشتمل بوده بر تصويرات و نقشهايى كه اختراع اوست و چين و شكنجى را نيز گويند كه بر روى و اندام مردم پديد آيد و به كسر اول به معنى قطرهء باران است و به اين معنى به جاى نون باى حطى هم آمده است .

ژنكدان -

بر وزن سنگدان به معنى زنگ و زنگاله و جلاجل باشد و به اين معنى به حذف الف هم به نظر آمده است .

ژنكله -

بر وزن زنگله سمى را گويند كه شكافته باشد همچو سم آهو و گاو و گوسفند و امثال آن .

ژنگله -

به فتح اول و كاف فارسى و سكون ثانى آفتى است كه به غله رسد و آن‌چنان باشد كه خوشهء غله از دانه خالى گردد و زرد شود .

ژنه -

به فتح اول و ثانى نيش سوزن و نيش جانوران گزنده را گويند مانند زنبور و پشه و امثال آن .

ژنيان -

به كسر اول و سكون ثانى بر وزن بريان نانخواه را گويند و آن تخمى است كه بر روى خمير نان پاشند .

بيان نهم در زاى فارسى با واو مشتمل بر يازده لغت

ژواغار -

با عين نقطه‌دار بر وزن هوادار نام يكى از بت‌پرستان بوده .

ژورك -

به فتح اول و راى قرشت و سكون ثانى و كاف پرنده‌ايست سرخ رنگ به بزرگى گنجشك و بعضى گويند پرنده‌ايست كه سر و گردن او سرخ مىباشد و او را سرخاب مىگويند .

ژوژ -

با اول به ثانى رسيده و به زاى فارسى زده خارپشت را گويند و آن جانورى است معروف .

ژوژه -

با زاى فارسى بر وزن موزه به معنى ژوژ است كه خارپشت باشد .

ژول -

با ثانى مجهول بر وزن غول به معنى چين و شكنج و ناهموارى باشد .

ژوله -

به ضم اول بر وزن لوله نام مرغى است كه آن را چكاوك خوانند و به عربى قبره گويند .

ژوليدن -

با ثانى مجهول بر وزن جوشيدن به معنى درهم شدن و در هم رفتن و پريشان گرديدن باشد .

ژوليده -

بر وزن شوريده درهم رفته و درهم شده و آميخه و به دست ماليده شده و پريشان را گويند و اين معنى را بيشتر در زلف و كاكل استعمال مىكنند .

ژوميده -

با ميم بر وزن ژوليده كشت و زراعت