بيان پانزدهم در راى بىنقطه با فا مشتمل بر شش لغت
رف -
بر وزن صف سكوئى كه بر در خانهها به جهت نشستن سازند و برآمدگى باشد از ديوار درون خانهها به قدر چهار انگشت يا بيشتر كه از براى زينت خانه چيزها بر آن گذارند و در عربى نيز آن بر آمدگى را رف مىگويند .
رفان -
به فتح اول بر وزن زبان شفيع و شفاعت كننده باشد .
رفو -
به فتح اول و ثانى به واو مجهول رسيده پيوند شال و جامهء پاره و سوراخدار باشد به نوعى كه معلوم نشود .
رفوشه -
با شين نقطهدار بر وزن سبوچهبازى و مسخرگى و ظرافت باشد و به معنى پى بردن و يافتن و برچيدن هم هست و عصيان و گناه را نيز گفتهاند .
رفه -
به فتح اول و ثانى پرون را گويند كه آن شش ستاره كوچك باشد كه در كوهان ثور است و به عربى ثريا خوانند .
رفيده -
به فتح اول بر وزن رسيده لته و كهنه چند باشد كه بر مثال گردبالشى درهم دوزند و خمير نان را بر بالاى آن گسترانيده بر تنور بندند .
بيان شانزدهم در راى بىنقطه با قاف مشتمل بر چهارده لغت و كنايت
رق -
به كسر اول و سكون ثانى پوست لاكپشت دريائى است و بعضى ديگر گفتهاند نام لاكپشت صحرائى و به اين معنى به فتح اول هم آمده است .
رقاراق -
به فتح اول و ثانى و راى بىنقطه به الف كشيده و به قافزده صداى دست و پاى ستوران باشد .
رقاقس -
به ضم اول و كسر قاف و سكون سين بىنقطه به لغت يونانى جفت آفريد را گويند كه نوعى از سورنجان است و بعضى گويند خصية الثعلب است اللّه اعلم .
رقص پهلو -
كنايه از راحت و استراحت كردن و از پهلو به پهلو غلطيدن باشد .
رقعا -
با اول مفتوح و سكون ثانى و عين بىنقطه به الف كشيده به معنى سرخس و كيلدار و باشد و آن چوبكى است دوائى كه در كنار درياى خزر يابند گويند عربى است .
رقعه -
به فتح اول و ثالث هر گياهى را گويند كه جبر شكستن كند همچو خاما اقطى و انجبار و نبتومه و مانند آن عموما و به معنى رقعا است كه سرخس و كيلدارو باشد خصوصا و آن بيخى است سرخ رنگ اگر آن را بكوبند و يك مثقال از آن با دو بيضهء نيمبرشت بخورند آزارى را كه به سبب افتادن يا برداشتن چيزى سنگين به هم رسيده باشد نافع است و به ضم اول در عربى پينه و پاره را گويند .
رقعهء پست نيلگون -
كنايه از زمين است و به جاى سين بىنقطه شين نقطهدار هم به نظر آمده است كه رقعهء پشت نيلگون باشد .
رقعهء بلند نيلگون -
كنايه از آسمان است .
رقعهء غبرا -
به معنى رقعهء پشت نيلگون باشد كه زمين است .
رقعهء كژدم -
گويند مغان كه آتشپرستان باشند در روز اول از پنج روز آخر اسفندار ماه جشن مىكردهاند و در اين يك شبانهروز سه رقعه مىنوشتهاند به جهت دفع مضرت هوام و بر سر ديوار خانه مىچسبانيدهاند و طرف صدر را خالى مىگذاشتهاند و چون در اين روز فريدون طلسمها