تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧

بيان پانزدهم در راى بىنقطه با فا مشتمل بر شش لغت

رف -

بر وزن صف سكوئى كه بر در خانه‌ها به جهت نشستن سازند و برآمدگى باشد از ديوار درون خانه‌ها به قدر چهار انگشت يا بيشتر كه از براى زينت خانه چيزها بر آن گذارند و در عربى نيز آن بر آمدگى را رف مىگويند .

رفان -

به فتح اول بر وزن زبان شفيع و شفاعت كننده باشد .

رفو -

به فتح اول و ثانى به واو مجهول رسيده پيوند شال و جامهء پاره و سوراخ‌دار باشد به نوعى كه معلوم نشود .

رفوشه -

با شين نقطه‌دار بر وزن سبوچه‌بازى و مسخرگى و ظرافت باشد و به معنى پى بردن و يافتن و برچيدن هم هست و عصيان و گناه را نيز گفته‌اند .

رفه -

به فتح اول و ثانى پرون را گويند كه آن شش ستاره كوچك باشد كه در كوهان ثور است و به عربى ثريا خوانند .

رفيده -

به فتح اول بر وزن رسيده لته و كهنه چند باشد كه بر مثال گردبالشى درهم دوزند و خمير نان را بر بالاى آن گسترانيده بر تنور بندند .

بيان شانزدهم در راى بىنقطه با قاف مشتمل بر چهارده لغت و كنايت

رق -

به كسر اول و سكون ثانى پوست لاك‌پشت دريائى است و بعضى ديگر گفته‌اند نام لاك‌پشت صحرائى و به اين معنى به فتح اول هم آمده است .

رقاراق -

به فتح اول و ثانى و راى بىنقطه به الف كشيده و به قاف‌زده صداى دست و پاى ستوران باشد .

رقاقس -

به ضم اول و كسر قاف و سكون سين بىنقطه به لغت يونانى جفت آفريد را گويند كه نوعى از سورنجان است و بعضى گويند خصية الثعلب است اللّه اعلم .

رقص پهلو -

كنايه از راحت و استراحت كردن و از پهلو به پهلو غلطيدن باشد .

رقعا -

با اول مفتوح و سكون ثانى و عين بىنقطه به الف كشيده به معنى سرخس و كيلدار و باشد و آن چوبكى است دوائى كه در كنار درياى خزر يابند گويند عربى است .

رقعه -

به فتح اول و ثالث هر گياهى را گويند كه جبر شكستن كند همچو خاما اقطى و انجبار و نبتومه و مانند آن عموما و به معنى رقعا است كه سرخس و كيلدارو باشد خصوصا و آن بيخى است سرخ رنگ اگر آن را بكوبند و يك مثقال از آن با دو بيضهء نيمبرشت بخورند آزارى را كه به سبب افتادن يا برداشتن چيزى سنگين به هم رسيده باشد نافع است و به ضم اول در عربى پينه و پاره را گويند .

رقعهء پست نيلگون -

كنايه از زمين است و به جاى سين بىنقطه شين نقطه‌دار هم به نظر آمده است كه رقعهء پشت نيلگون باشد .

رقعهء بلند نيلگون -

كنايه از آسمان است .

رقعهء غبرا -

به معنى رقعهء پشت نيلگون باشد كه زمين است .

رقعهء كژدم -

گويند مغان كه آتش‌پرستان باشند در روز اول از پنج روز آخر اسفندار ماه جشن مىكرده‌اند و در اين يك شبانه‌روز سه رقعه مىنوشته‌اند به جهت دفع مضرت هوام و بر سر ديوار خانه مىچسبانيده‌اند و طرف صدر را خالى مىگذاشته‌اند و چون در اين روز فريدون طلسمها