تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦

رشيده -

بر وزن قصيده ريشهء دستارى را گويند كه بعضى از آن را شبكه كرده باشند .

رشينه -

بر وزن قرينه صمغ درخت صنوبر است و معرب آن راتينج باشد و بعضى گويند راتينج به اين معنى عربى است و بعضى گفته‌اند رومى است اللّه اعلم .

بيان دوازدهم در راى بىنقطه با صاد بىنقطه مشتمل بر سه لغت و كنايت

رصدگاه -

به فتح اول و ثانى و سكون دال و كاف فارسى به الف كشيده و به ها زده به معنى قدمگاه و نظرگاه و جائى كه شب و روز نشسته نگاه كنند و حساب حركات و درجات ثوابت و سيارات را ضبط نمايد و آن را رصدخانه نيز گويند و كنايه از درگاه و محل بار دادن پادشاهان باشد مردم راد باجگاه را نيز گويند و آن جائى باشد كه مردم سوداگر را باج كنند و جائى كه اصناف و رعايا بنچه بندند يعنى حساب مال و اخراجات ديوانى را مفروغ سازند .

رصدگاه دهر -

كنايه از دنيا باشد .

رصدگه خاكى -

كنايه از دنيا است و قالب و جسد آدمى را نيز گويند .

بيان سيزدهم در راى بىنقطه با طاى حطى مشتمل بر دو كنايت

رطب نوش دادن -

كنايه از پياله دادن به ذوق تمام و خوشحالى مدام باشد .

رطل‌گران -

كنايه از پياله و پيمانهء بزرگ باشد .

بيان چهاردهم در راى بىنقطه با غين نقطه‌دار مشتمل بر پنج لغت

رغ -

به ضم اول و سكون ثانى آروغ را گويند و آن بادى است كه با صدا از راه گلو بر مىآيد .

رغث -

به فتح اول و سكون ثانى و ثاى مثلثه گلنار است و آن گل درخت انارى است كه به غير از گل ثمرى ديگر ندارد و بهترين آن گلنار فارسى باشد .

رغزه -

بر وزن سبزه پتو را گويند و آن نوعى از لباس است كه از پشم گوسفند بافند و بيشتر مردم بدخشان و بعضى از مردم كشمير پوشند .

رغوان -

با واو به الف كشيده به نون زده و حركت اول مجهول نام كوهى است در مغرب نزديك به افريقيه .

رغيدا -

بر وزن سعيدا به لغت سريانى دانه‌ايست در ميان گندم كه آن را به شيرازى هر گويند به فتح ها و سكون را و بعضى گويند عربى است .