رزمگير -
بر وزن گرمسير نام روز يازدهم باشد از ماههاى ملكى .
رزمه -
به فتح اول و ثالث و سكون ثانى بوقچهء رخت را گويند و يك لنگ بار و اسباب و قماش را نيز گفتهاند و بعضى گويند اين لغت عربى است و به كسر اول است .
رزميوز -
با ميم و ياى حطى بر وزن مشكدوز به معنى جنگجوى باشد چه يوز به معنى تفحص و تجسس و جستجو كردن هم آمده است .
رزه -
به فتح اول و تخفيف ثانى به معنى رجه است و آن طنابى باشد كه هر دو سر آن را به جائى بندند و جامه و لنگى و امثال آن بر آن اندازند و به عربى شريط گويند و به زبان ديگر سازو خوانند و سگ انگور را نيز گفتهاند كه به تازى عنب الثعلب گويند و با تشديد ثانى در عربى حلقه كه بر آستان در نصب كنند و قفل را نيز گويند و به معنى زدن هم هست كه به عربى ضرب خوانند .
رزيدن -
بر وزن رسيدن به معنى رنگ كردن باشد .
رزين -
بر وزن امين به معنى محكم و استوار و مضبوط باشد و در عربى به معنى آرميده و آرام گرفته و گرانمايه و چيزى كه به وزن گران و سنگين باشد .
بيان نهم در راى بىنقطه با زاى فارسى مشتمل بر دو لغت
رژد -
به فتح اول و سكون ثانى بر وزن وجد بسيار خوار و حريص در همه چيز را گويند .
رژه -
بر وزن رجه ريسمانى كه بنايان به راستى آن ديوار سازند و آن را رزه پهنا نيز گويند و ريسمانى كه هر دو سر آن را بر جائى بندند و بر آن رخوت پوشيدنى و امثال آن اندازند و آن را ساز و گويند و عربان شريطه خوانند .
بيان دهم در راى بىنقطه با سين بىنقطه مشتمل بر بيست و يك لغت و كنايت
رس -
به فتح اول و سكون سين ثانى به معنى رسيدن و وارسيدن باشد و به معنى فاعل كه وارسنده باشد و امر به رسيدن هم هست يعنى برس و وارس و طناب و كمند و رسن را نيز گويند و طلا و نقره و مس و سيماب و سرب و آهن و هر چيز از فلزات كه آن را كشته باشند و در هندى شيره هر چيز و هر يك از فلزات كشته را رس مىگويند و جمع آن رساين و نام رودخانهايست كه به ارس اشتهار دارد و گلوبند زنان را نيز گفتهاند و به معنى مفسد و فساد كننده هم آمده است و شكمخواره و پرخور و حريص در چيز خوردن را نيز گويند و به عربى اكول خوانند و به معنى آخر كه اكول و شكمخواره و حريص باشد به ضم اول هم آمده است و گلوبند را نيز گويند و محكم و سخت را هم گفتهاند و به كسر اول امر به ريسيدن و رشتن است يعنى بريس و در عربى به فتح اول و ثانى مشدد ساكن يعنى صلاح و فساد كردن در ميان مردم باشد و اينجا به طريق اضداد است و چيزى باشد از خبر و حكايت و امثال آن و مقدمه ابتداى تب و به هم رسيدن حرارت را نيز گويند و نام كوهى هم هست .
رسام -
با تشديد ثانى بر وزن قسام نام آهنگرى