به عربى قرطاس خوانند .
رخنه زده زبان -
كنايه از مطعون خلايق باشد .
رخيدن -
بر وزن رسيدن به معنى نفس كشيدن باشد به سبب برداشتن و كشيدن بار گران و مشقت ديگر .
رخينه -
بر وزن كمينه به معنى رشينه است كه صمغ درخت صنوبر باشد و به عربى راتينج خوانند و بعضى گويند راتينج لغتى است رومى و بعضى ديگر گويند معرب رخينه است .
بيان هفتم در راى بىنقطه با دال ابجد مشتمل بر شش لغت و كنايت
رد -
به فتح اول و سكون ثانى حكيم و دانشمند و خواجه و پهلوان و دلاور و بهادر و شجاع باشد و با تشديد ثانى در عربى به معنى مردود و از نظر افتاده بود .
رداى نيل -
كنايه از آسمان است و شب را نيز گويند .
ردكا -
به فتح اول و سكون ثانى و كاف به الف كشيده به لغت زند و پازند به معنى راست و درست باشد كه در مقابل كج و دروغ است .
ردنجو -
با جيم بر وزن سمنبو نام كرميست كه پشمينه را خراب مىكند و به عربى ارضه گويند و به اين معنى به جاى حرف ثانى واو هم آمده است .
رده -
به فتح اول و ثانى صف و رستهء آدمى و حيوانات ديگر و هر چيز كه در يك راسته باشد همچو دندان و دكان و خانه و برج و امثال آن و چوبى را نيز گويند كه در زير آن غلطكها راست كنند و بر گردن گاو بندند و بر بالاى غله كه از كاه جدا نشده باشد بگردانند .
رديف سرطان -
اشاره به برج اسد است كه يكى از دوازده برج فلكى است .
بيان هشتم در راى بىنقطه با زاى نقطهدار مشتمل بر سيزده لغت
رز -
به فتح اول و سكون ثانى درخت انگور باشد و به عربى كرم خوانند به فتح كاف و به معنى انگور هم آمده است و هر باغ را گويند عموما و باغ انگور را خصوصا و مطلق رنگ را نيز گفتهاند و به معنى رنگ كننده و امر به رنگ كردن هم هست و زهر هلاهل را نيز گويند و به كسر اول مخفف ريز باشد كه از ريختن مشتق است و در عربى شالى را گويند كه برنج پوستدار باشد چه رزاز برنجكوب را گويند .
رزبان -
با باى ابجد به الف كشيده بر وزن يزدان باغبان را گويند .
رزد -
به فتح اول و سكون ثانى و دال ابجد پرخور و شكمخوار را گويند .
رزده -
به فتح اول بر وزن زرده به معنى مانده و كوفته شده و آزردهء راه باشد .
رزم -
به فتح اول و سكون ثانى و ميم به معنى جنگ و جدال باشد و هيمه و هيزم طعام پختن را نيز گويند و به فتح اول و ثانى يعنى رنگ مىكنم چه رز به معنى رنگ هم آمده است .
رزمگاه -
بر وزن بزمگاه مكان جنگ كردن و جنگگاه باشد .
رزمگه -
بر وزن بزمگه مخفف رزمگاه است كه جنگگاه باشد .