بيان دوم در راى بىنقطه با باى ابجد مشتمل بر دوازده لغت
ربا -
به ضم اول و ثانى به الف كشيده به معنى ربودن باشد كه مصدر است و امر به ربودن هم هست يعنى بر با و با تشديد ثانى به لغت زند و پازند به معنى بزرگ و عظيم باشد و به معنى رخشنده و رخشان هم آمده است و به كسر اول در عربى سود و نفع زر را گويند .
رباب -
به ضم اول بر وزن غراب سازى باشد مشهور كه مىنوازند و آن طنبور مانندى است بزرگ و دسته كوتاهى دارد و بر روى آن به جاى تخته پوست آهو كشند .
ربرق -
به كسر اول و راى قرشت و سكون ثانى و قاف به لغت سريانى سگ انگور باشد كه به تازى عنب الثعلب خوانند .
ربرونتن -
با نون و فوقانى بر وزن پهلوشكن به زبان زند و پازند به معنى مردن باشد كه در برابر زيستن است .
ربزبا -
به فتح اول و زاى نقطهدار بر وزن مرحبا به لغت زند و پازند خورشيد را گويند .
ربل -
به كسر اول و سكون ثانى و لام نوعى از افسنتين است كه بوى مادران باشد و به عربى اقحوان گويند .
ربوخه -
به فتح اول و آخر كه خاى نقطهدار باشد و ثانى به واو رسيده خوش و خوشى را گويند عموما و خوشى و لذتى كه در مباشرت و مجامعت به هم رسد خصوصا و به اين معنى با زاى نقطهدار و جيم هم به نظر آمده است .
ربوسه -
به ضم اول و فتح آخر كه سين بىنقطه باشد و ثانى به واو رسيده سرپوش را گويند عموما و چادر و مقنعه و روپاك و امثال آن را خصوصا .
ربوشه -
با شين نقطهدار بر وزن و معنى ربوسه است كه سرپوش و چادر و مقنعه و روپاك زنان باشد و آن در اصل روپوشه بود كه به كثرت استعمال ربوشه شده و به فتح اول هم گفتهاند .
ربوله -
به فتح اول و آخر كه لام باشد و ثانى به واو رسيده به لغت اندلس رستنى باشد كه آن را كنگر گويند و با ماست خورند .
ربون -
به فتح اول بر وزن زبون پيش مزد و بيعانه را گويند و آن زرى باشد كه پيش از كار كردن به مزدور دهند و بعضى گويند زرى باشد كه در قيمت متاعى داده باشند مشروط به اين كه اگر خوش آيد نگاهدارند و الا پس دهند و زر خود را بگيرند و در خربزه و هندوانه به شرط كارد گويند و بعضى ديگر گفتهاند كه ربون زرى است كه زياده از آنچه به مزدور قرار دادهاند بدهند .
ربيثا -
با ثاى مثلثه بر وزن مسيحا به لغت سريانى نوعى از ماهى كوچك باشد كه از جانب هرموز آورند و آن را در گرمسيرات ماهى اسنه گويند و ماهيانه از آن پزند و همچنان خشك نيز خورند قوت باه دهد .
بيان سوم در راى بىنقطه با باى فارسى مشتمل بر دو لغت
رپد -
به فتح اول و ثانى و سكون دال ابجد گياهى باشد كه چون حيوانات چرنده قدرى از آن خورند مست گردند .
رپود -
بر وزن كبود به معنى رپد است كه گياهى باشد كه چرنده را خوردن آن مست كند .