ذكران مرتوما -
به كسر نون روز سيم تموز باشد و ذكران به معنى ياد كردن و مرتوما نام دانشمندى بوده است به لغت سريانى و آن چنان است كه چند مؤبد بودهاند كه هر يك چند روز را از روزهاى ديگر افضل مىدانستهاند و مردمان در عبادتخانههاى خود روزهائى كه منسوب به هر يك از ايشان بوده ايشان را ياد مىكردهاند تا نوبت به ذكران ديگرى برسد و هر مولودى كه در آن ايام متولد مىشده به نام آن مؤبد مىكردهاند و در آن روزها جشن مىنمودهاند و مرتبهء ذكران از مرتبه عيد فروتر است .
ذوراق -
با واو و را و قاف و حركت مجهول طعامى است كه آن را از آرد گندم پزند .
ذوش -
بر وزن هوش تندخو و بدخلق را گويند .
ذيانيطس -
به كسر اول و تحتانى به الف كشيده و نون به تحتانى رسيده و ضم طاى حطى و سكون سين بىنقطه به يونانى كوفتى است كه آن را به عربى سلس البول گويند .
ذى فنوس -
با اول به تحتانى رسيده و ضم فا و نون به واو كشيده و به سين بىنقطه زده نام مردى بوده رامشگر در خدمت فلقراط شاه .