تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
گرفته روى و سهمگين هم هست و به فتح اول و كسر ثالث نيز آمده است .

دژخيم -

به كسر اول بر وزن اقليم به معنى دژخم است كه بدخوى و بد طبيعت و بدروى باشد و زندان‌بان و قلعه‌بان و نگاهبان و جلاد و خونى را نيز گويند و به معنى بخيل و خسيس و لئيم هم آمده است و به فتح اول نيز درست است .

دژك -

به ضم اول و ثانى و سكون كاف آبله كه به سبب كار كردن و راه رفتن بر دست و پا به هم رسد و گرهى را نيز گويند كه در وقت تابيدن ريسمان و يا ابريشم و امثال آن بر آن افتد و به كسر اول و ثانى هم هست و به فتح اول و كسر ثانى نيز گفته‌اند .

دژكاك -

به كسر اول بر وزن ترياك كركس را گويند و آن مرغى باشد مردارخوار و به فتح اول هم آمده است .

دژكام -

بر وزن اكرام سهمناك و خشمگين را گويند و به معنى زاهد و پرهيزكار هم هست و خواجه سرا را نيز گفته‌اند .

دژكامه -

به كسر اول و فتح آخر به معنى دژكام است كه سهمناك و خشمگين و زاهد و پرهيزكار و خواجه سرا باشد .

دژم -

به كسر اول و فتح ثانى و سكون ميم به معنى افسرده و غمگين و اندوهناك و رنجور و بيمار و آشفته و سرمست و مخمور و فروافكنده و انديشه‌مند باشد و اين معنى را بر غير آدمى هم اطلاق كنند و به معنى سياه و تيره و تاريك هم آمده است .

دژمان -

به كسر اول بر وزن كرمان به معنى افسوس و دريغ داشتن و حسرت باشد .

دژن -

به ضم اول و فتح ثانى و سكون نون چيزى را گويند كه طعم او تند و تيز باشد و به كسر اول نيز گفته‌اند و به ضم اول و سكون ثانى هم هست .

دژند -

به كسر اول و فتح ثانى و سكون نون و دال ابجد به معنى دژن است كه چيزى تند و تيز طعم باشد و مردم قهر آلود و خشمناك و تند و تيز را نيز گويند .

دژواخ -

به فتح اول و سكون ثانى و واو به الف كشيده و به خاى نقطه‌دار زده درشتى و غلظت و جلافت را گويند و به معنى نقاهت هم آمده است كه از بيمارى برخاستن باشد .

دژوان -

به فتح اول بر وزن الوان به معنى حسرت و تأسف و دريغ باشد و به كسر اول نيز آمده است .

دژه -

به فتح اول و ثانى پرخشم و قهر آلود را گويند و به كسر اول هم آمده است .

دژهخت -

به كسر اول و ضم ها و سكون ثانى و خاى ثخذ و تاى قرشت قبلهء پيشينيان باشد و آن را به سريانى ايليا و به عربى بيت المقدس گويند .

دژهخت گنك -

با كاف فارسى مفتوح به نون و كاف ديگر زده به معنى دژهخت است كه بيت المقدس باشد .

دژهرج -

به فتح ثالث و سكون راى بىنقطه و جيم به معنى دژهخت گنك است كه بيت المقدس باشد و به اين معنى به ضم ثالث هم گفته‌اند و به كسر اول و سكون ثالث نيز به نظر آمده است و بتخانه را هم گويند .

دژهوست -

بر وزن مىدوخت به معنى دژهرج است كه بيت المقدس باشد .

دژهوست گنك -

به معنى دژهخت گنك است كه قبلهء پيشينيان و بيت المقدس باشد .

بيان نهم در دال بىنقطه با سين بىنقطه مشتمل بر يك‌صد و بيست لغت و كنايت

دس -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى شبيه و نظير و مانند باشد و به معنى آن هم هست كه كلمهء اشاره است و به ضم اول گل سخت را گويند و گل پخته نيز به نظر آمده است اللّه اعلم و به كسر اول به يونانى به
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 382 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )