دبا -
به فتح اول و ثانى مشدد به الف كشيده كدو را گويند و به عربى قرع خوانند و به ضم اول و بىتشديد ثانى هم به نظر آمده است .
دباب -
به ضم اول بر وزن گلاب نوعى از ريحان است و آن را سوسنبر گويند و آن گرم و خشك است در سيم فواق را نافع است و به فتح اول هم گفتهاند .
دبال -
بر وزن و بال ميوهايست كه آن را ترنج گويند .
دباله -
بر وزن چغاله به معنى دبال است كه ترنج باشد .
دبداب -
با دال ابجد بر وزن مهتاب آوازه و شأن و شوكت و شكوه و عظمت را گويند .
دبدبه -
با باى ابجد بر وزن دغدغه به معنى بزرگى و اظهار جاه و عظمت باشد و آن را آواز عظيم و صداى دهل و نقاره و امثال آن را نيز گويند .
دبس -
به كسر اول و سكون ثانى و سين بىنقطه دوشاب خرما را گويند كه آتش ديده باشد و گويند عربى است .
دبستان -
به فتح اول بر وزن شبستان دبورستان و مكتبخانه را گويند .
دبستانى -
بر وزن شبستانى طفل مكتبخانه را گويند .
دبق -
به كسر اول و سكون ثانى و قاف حبى است به رنگ و اندام زرشك و آن را مويزج عسلى گويند به سبب آن كه چون بشكنند لعابى سفيد و لزج مانند عسل از درون آن بر آيد گرم و خشك است در دويم و جميع ورمها را نافع است گويند عربى است .
دبودار -
به ضم اول و ثانى به واو رسيده و دال ابجد به الف كشيده و به راى قرشتزده نوعى از ابهل است و آن را صنوبر هندى نيز گويند و به جاى حرف ثانى ياى حطى هم به نظر آمده است .
دبوس -
به فتح اول بر وزن مجوس قلعهايست در ماوراء النهر ما بين سمرقند و بخارا و بعضى گويند شخصى بوده دبوس نام كه آن قلعه را بنا كرده و گرز آهنين را نيز گويند و به عربى نيز همين معنى دارد و دبوسهء كشتى را هم گفتهاند و آن خانهايست در پس كشتى .
دبوسك -
به فتح اول بر وزن عروسك گل نان كلاغ را گويند و به عربى خبازى خوانند .
دبوسه -
به فتح اول بر وزن سبوچه به معنى آخر دبوس است كه خانه پس كشتى باشد .
دبوكى -
به فتح اول و ثانى به واو رسيده و كاف به تحتانى كشيده به معنى دبوسك است كه گل نان كلاغ باشد كه به عربى خبازى خوانند و بعضى گويند دبوكى پنيرك است و آن نباتى باشد آفتابپرست چه به هر طرف كه آفتاب رود آن نبات روى به جانب آفتاب دارد و به عربى ملوكه خوانند .
دبه در زير پاى شتر افكندن -
كنايه از مرتكب شدن به امر خطير و سر پرخاش آوردن و فتنه انگيختن را نيز گويند .
دبيب -
بر وزن طبيب هر چيزى كه آن را نرم كوفته باشند .
دبير -
بر وزن وزير منشى و نويسنده را گويند .
دبيرستان -
به معنى دبستان است كه مكتبخانه باشد و بعضى گويند دفترخانه است .
دبير فلك -
كنايه از كواكب عطارد است .
دبيقى -
بر وزن حقيقى نوعى از قماش باشد در نهايت لطافت .
بيان سوم در دال بىنقطه با جيم مشتمل بر دو لغت
دج -
به ضم اول و سكون ثانى هر چيز كه در آن دوشاب و شير و عسل و امثال آن ماليده شده باشد و بر دست و پا بچسبد و به فتح اول در عربى مرغ صحرائى را گويند .
دجر -
به فتح اول و كسر ثانى و سكون راى قرشت غلهايست كه آن را لوبيا گويند و آن سرد و خشك است و آبى كه وى را در آن پخته باشند حيض براند گويند عربى است .